مرد خودش رو جمع و جور كرد و خونسرد پاسخ داد:" ترافيك بود"

زن با صداي بلند ادامه داد:" بخاطر ترافيك مبايلتو جواب ندادي؟"

مردچشمهاشو ريزكرد و گفت:"منظورت چيه؟"

زن در حالي كه داد مي زد گفت:" دقيقاً منظورم اينه كه چرا يك ساعت ديركردي و تلفونت رو هم جواب ندادي؟ چرا؟"

مرد كه سعي مي كرد آرام باشد ادامه داد:" نه،،، راحت باش، اصلاً مگه تو به من شك داري؟ كجا بودي ؟چي خوردي ؟ مبايلت كجا بود ؟ چي ديدي، چي شنيدي؟ "

مرد تن صداشو بالاتر برد وگفت:"اصلاً تو زن مني يا بازپرس اداره آگاهي يا شايد فكر كردي من ..."

پلان دوم:

مرد چشمهاي غضبناكش رو به زن دوخت و گفت :"ليلا، اون آقا كيه كه هروقت زنگ مي زنم گوشيتو برمي داره؟"

زن بهت زده گفت:"خوب آقاي محجوب همكارمه"

مرد خنده عصبي كرد و ادمه داد:" جدي ؟ اين آقاي محجوب كنار ميز شما مي نشينه كه هروقت خواست تلفونت رو جواب بده؟"

زن :"نه ولي وقتي نتونم تلفونمو جواب بدم اون از ميز خودش مي تونه شماره منو جواب بده،حالا با اين حرفها مي خواي چي بگي؟"

مرد كه چشمهاشو بسته بود و دهانش رو باز گفت :"مي خواهم بگم بابا من نمي خوام زنم با مرد غريبه كار كنه ،اصلاً نمي خوام زنم كار كنه"

زن كه حسابي دلخور شده بود با صدايي نه چندان بلند پاسخ داد:"ببين مراقب حرفها و فكرهات باش .اينهايي كه تو مي گي و من مي شنوم نه در شان توست كه بگويي نه در شان من كه بشنوم"

اما مرد گويي صدايي را نمي شنود به تهديدهايش ادامه مي داد...

شايد براي شما هم پيش آمده باشد وقتي به تلفن مستقيم همسرتان زنگ زده ايد همكارش گوشي را برداشته باشد.

يا وقتي باهم صحبت مي كرديد همكار همسرتان با او صحبتي كرده و شما حسابي به فكر فرو رفته ايد كه چه رابطه اي بين همسرم با اين شخص وجود دارد؟

گاهي كه همسرتان دير به منزل مي رسد از او مي پرسيد، نكند همكارت را رسانده اي؟

يا اگر زود رسيده باشد پرسيده باشيد: نكند همكارت تو را رسانده؟

اگرآراسته تر از قبل براي رفتن به محل كار آماده شود مي پرسيد :"امروز كسي را قرار است ببيني؟

خوب همه اينهايي كه گفتم يكي است از هزاران. اما واقع مطلب اين است كه در دنياي امروز كه به جهان صنعتي و فراصنعتي معروف شده است، اغلب كارها به صورت گروهي است كه باز برخلاف گذشته، زنان و مردان در كنار هم قرار مي گيرند و بحث جنسيت (زن- مرد) زياد مطرح نيست و اين دو جنس چه به صورت همكاري غيرمستقيم در يك سازمان و يا مستقيم در يك اتاق و يا حتي با هم به مأموريت رفتن، در كنار هم قرار دارند و جبراً تماسهاي نزديكي طي چند ساعت در روز با يكديگر خواهند داشت. اينكه با هم بودن اين دو جنس چه جنبه هاي مثبت حساسيت زن يا شوهر بر روابط كاري همسر

همكاري زنان و مردان در دنياي صنعتي امروز اجتناب ناپذير است زيرا با توجه به شرايط موجود و برخلاف گذشته كه اكثر زنان تحصيل مي كنند و با تخصصهايي كه دارند، مشاغلي را براي خود بر مي گزينند، لاجرم در كنار مردان قرار مي گيرند و مردان نيز با توجه به عادت ديرينه و سنتي كه يك باور فرهنگي است، خود رامسئول مي دانند و در طول تاريخ سعي كرده اند مشاغل را در دست خود داشته باشند، عليرغم اينكه در دلشان از لطيف شدن جوّ سازماني با حضور زن در محيط كار لذت مي برند، اما مخالفت و عدم رضايت خود را به شكلهاي مختلف نشان مي دهند كه در نهايت مجبورند بپذيرند كه زنان را در كنار خود در محيط كار تحمل نمايند.

اگر برگرديم به حساسيت همسران كاركنان به همكاران جنس مخالفشان، ابتدا بايد علت و ريشه اين حساسيت را مورد بررسي قرار دهيم و ببينيم اين حساسيتها به چه شكل و نوع مي باشد.

حساسيت كنشي، يك نوع ترس از رابطه نزديك همسر است

حساسيت نشان دادن، به عنوان رفتار كه علت تاثير افكار و احساس شكل مي گيرد، گاهي اوقات كُنشي و گاهي واكنشي است و در پاره اي موارد فراكنشي است كه هر كدام زمينه هاي خاص خود را دارند.حساسيت زماني كُنشي است كه فرد (همسر)براي پيشگيري (مبادا كه همسرش با ديگري رابطه برقرار كتد و از او چشم بپوشد) حساسيت نشان مي دهد كه اغلب تهديد ضمني نيز همراه دارد. در واقع اين همسر با ذهنيت كلي كه دارد، با ابراز چنين حساسيتي، مي خواهد از حوادث و خطرات احتمالي آينده جلوگيري كند زيرا در طول زندگي بارها شنيده است كه " آتش و پنبه" نبايد كنارهم باشند، يا در كنار هم بودن به مدت طولاني بخصوص اگر شرايط هم مساعد باشد(جاي خلوت و دونفره- گفتگوهاي احساسي- كمك كردن به هم و غيره) موجب درگيري عاطفي و ايجاد رابطه خواهد شد. بنابراين همسران سعي مي كنند هر از گاهي حساسيت خود را به شكلهاي مستقيم و غير مستقيم و حتي با طرح سوالات اكتشافي، به طرف مقابل بفهمانند كه حواست جمع باشد.

حساسيت واكنشي ،پاسخي است به رفتارهاي مشكوك همسر

يك نوع حساسيت ديگر، حساسيت واكنشي است. اين رفتار در واقع بر مي گردد به رفتار همسر(كارمند) كه چه مي كند. بر اساس رفتارهايي كه كارمند انجام مي دهد ، همسرش واكنش نشان مي دهدو به اصطلاح حساسيت نشان مي دهد. اين حساسيت را بيشتر در خانمهايي شاهد هستيم كه شوهرانشان علاوه بر بي توجهي و كم محلي به همسر خود رفتارهاي مشكوك از خود نشان مي دهند كه اگر اين نشانه ها را كنار هم بگذاريم، پازلي شكل مي گيرد كه حاكي از نوعي رابطه خارج از زندگي زناشويي است والبته گاهي اوقات اين رابطه ها كشف و بر ملا مي شود.

برچسب زدن ممنوع

حساسيت ديگر، حساسيت فراكنشي است. وقتي صحبت از فراكنشي در روانشناسي مي شود، دو جنبه دارد، هم جنبه مثبت و هم جنبه منفي.

اما چون بحث حساسيت است، لذا جنبه منفي آن در اينجا مد نظر است.

حساسيت ناشي از فراكنش، در واقع افكار و باورهايي هذياني است كه بعضي از افراد دچار آن مي شوند كه نشانه بيروني ندارد. بدبيني و برچسبهاي نامربوط زدن كه عاري از حقيقت است، از نظر باليني، اين يك مورد روانپزشكي است كه در اصطلاح به آن پارانويا مي گويند.

دلايل حساسيت در خانمها

اگر از شكل و نوع حساسيت گذر كنيم و از منظر ديگري به حساسيتها نگاه كنيم، تفاوتهايي است كه بين حساسيت زن و مرد وجود دارد. از نظر ريشه اي، حساسيتها در زنها، دو علت مكمل دارد كه يكي احساس ترس ناشي از بي پناهي است و دوم رفتار حساسيت برانگيز مردها است.

دلايل حساسيت در آقايان

اما حساسيت مردها بر مي گردد به باورهاي خودشان كه طيفي از بدبيني تا هذيان را شامل مي شود زيرا اگر در واقعيت چيزي از همسرشان ببينند، نوع واكنشي كه نشان مي دهند بسيار خطرناك تر و سخت تر از واكنش زنان خواهد بود.

دلايلي كه خانمها مي آورند تا حساسيت خود را نسبت به همكاران زنِ همسرش توجيح كنند اين موارد است: كم توجهي مرد به همسرش

- تعريف و تمجيد كردن از همكاران زن- تماسهاي تلفني كه بعضاً به لحاظ ضرورت كاري بعد از وقت اداري با يكديگر دارند مخصوصاً اگر از طرف همكار (زن )باشد- مرموز بودن رفتار مرد و غيبت از منزل- بيش از حد در اداره ماندن مرد- تغيير رفتار ناگهاني مرد به ويژه اگر كارمند زني جديداً به آن اداره آمده باشد.

در مورد حساسيت آقايان، اينگونه مي توان گفت كه وضعيت كاملاً متفاوت است و از آنجائيكه مردها در چنين شرايطي به صورت صفر ويك(همه يا هيچ) عمل مي كنند، چنانچه شك كنند كه همسرشان احتمالاً رابطه با همكار مرد داشته باشد، رفتارشان بسيار جدي تر از زنان خواهد بود. بنابراين حساسيتها در مردها دو علت دارد. يكي اينكه بيشتر جنبه فرهنگي و باوري دارد كه امروزه، اين موضوع تعديل شده و بسياري از ايشان كه خود شاغلند و ميزان درآمدشان كم است، ترجيح مي دهند كه همسرشان كار كنند اما اگر محيط و شرايط كاري به گونه اي باشد كه مردي در آن حضور نداشته باشد، راحت ترند براي همين است كه اساسا مردان ترجيح مي دهند كه همسرانشان در خانه باشند و به امورات خانه رسيدگي كنند و دوم اينكه چون همنوع خود را مي شناسند كه بسيار تحريك پذير و سُست اراده تر از زنان هستند. لذا ترس از آن دارند كه مردان همكار نتوانند خود را كنترل كرده و بستري را فراهم نمايند كه بخواهند به همسرشان كه البته همكارشان است نزديك شوند.

بنابراين مردان از كاركردن همسر خود در جمع مردان زياد راضي نيستند حتي اگر از همسر خود بسيار اطمينان داشته باشند و تجربه نشان داده كه زنان محكم تر ازمردان هستند و بسيار نادر خلاف آن ثابت مي شود.

انون براي اكثر آقايان :همه يا هيچ

به هرحال مرداني كه مي پذيرند همسرانشان در جامعه حضور فعال داشته باشند و با ديگران (آقايان) كار كنند و حساسيت نشان نمي دهند، در واقع همان پديده همه يا هيچ است به اين معنا كه آنها كاملاً همسر خود را قبول دارند و از شرايطي كه همسرانشان در آن كار مي كنند، كاملاً مطمئن هستند. كه در غير اين صورت، حساسيت خود را به شكلهاي مختلف و بهانه هاي مختلف نشان مي دادند كما اينكه هرگاه ايشان با همسران خود درگيري پيدا مي كنند، اولين تهديد آني اين خواهد بود كه آنها را از كاركردن و سركار رفتن منع خواهند كرد و اين نشان از حساسيت آنهاست.

به گناه نكرده

در بررسيهاي باليني و خانواده درماني، گاهي اوقات حالتي را شاهد هستيم كه چه زن و چه مرد بي هيچگونه ارتباطي با همكار و فقط از روي بي حوصلگي- بي توجهي يا بي علاقگي به همسر در اثر گذشت زمان يا دلايل ديگر، و گاهي اوقات از روي لجبازي بر سرِ موارد ديگر در زندگي مشترك ،اعمالي را انجام مي دهندكه طرف مقابل دچار شك و ترديدهايي مي گردد و براي خود حدثهايي مي زند كه در عمل و واقعيت چيز خاصي وجود ندارد.

گاهي اوقات شك و حساسيت به گونه اي مي شود كه طرف مقابل را وادار مي كند همان رفتار را بكند. يعني به خود مي گويد كه "آش نخورده و دهان سوخته" پس حالا مي خورم (همان كار رامي كنم كه تو به آن حساس هستي) تا ببينم چه مي شود.

مورد توجه آقايان

تا آنجائيكه ممكن است بايد رفتاري انجام شود كه شك برانگيز نباشد و مستقيماً به مشكلات في مابين اشاره كرد و آن را حل نمود تا اينكه بخواهيم به شيوه هاي غيرمستقيم كسي را متهم كرده و يا از روي لجبازي براي حل نشدن مسا له، خود را گرفتار كارهاي ديگري كنيم كه براي خود عوارض جانبي خاصي خواهد داشت.

بنابراين آقايان اگر ريگي به كفش ندارند، پس بهتر است آن بخش از رفتارشان كه شك برانگيز است را كنار بگذارند،خود را در مظان اتهام قرار ندهند و سعي كنند بيشتر با خانواده باشند و آن گروه آقاياني كه بهانه هاي مختلفي براي در خانه نماندن دارند، بهتر است به خانه برگردند چون در نهايت بايد در خانه از اين دنيا بروند و واي به حال كساني كه خانه و خانواده اي براي حمايت در روز مبادا نداشته باشند.

از طرفي بهتر است آقايان نسبت به همسران خود محبت عملي داشته باشند و صرفاً به كار كردن خود و درآمد خود كه براي رفاه خانواده است، بسنده نكنند و با زبان و محبت عملي غير مالي و مادي، نشان دهند كه خانواده دوست هستند و به همسرشان علاقه دارند.

مورد توجه خانمها

تجربه نشان داده است كه اكثر آقايان بعد از ازدواج به همسرو خانواده همسرشان گرايش دارند كه البته اين يكي از گلايه هاي خانواده پسر است كه اغلب عنوان مي شود.

حال اينكه اين گرايش دراكثر مردها وجود دارد لذا خانمها بايد به آن توجه نموده وشرايطي را مهيا كنند كه اين رفتار تقويت شود.

وبرهمين اساس بكوشند شرايط جذب همسر را فراهم سازند و از انتقاد و ايراد گرفتن بپرهيزند چون اين روش طرد كننده است و كسي كه طرد شد ديگر بر نمي گردد و وقتي برنگشت ممكن است به سوي ديگري روي آورد، درست همان چيزي اتفاق بيافتد كه سالها از آن ترس داشته اند.

ومعمولًا ديده مي شود كه مردهاي طرد شده اگر به سوي ديگري نروند حتماً رجعت به خانواده قبلي خود مي كنند و به شدت چند برابر گذشته و يا حتي براي جبران بيشتر به آن پناه برده و وابسته مي شوند .

در اينجاست كه اشتغال زنان بيرون از خانه سخت تر مي شود.