همسر مناسب شما ‌چه شخصيتی بايد داشته باشد؟ (شخصیت شناسی)


روان‌شناسی رویا و تعبیر خواب




تله پاتی

يكي از موضوعاتي كه خيلي وقت بود كه ذهن منو به خودش مشغول كرده بود بحث تله پاتي بود و اين كه اصلا تله پاتي چي هست و مگه ممكنه يه نفر بتونه اون چيزي رو كه توي ذهن خودش هست رو به ذهن ديگري منتقل بكنه . راستش خودم الان به اين موضوع اعتقاد پيدا كردم كه همچين چيزي ميشه . در ضمن براي خودم هم بار ها اتفاق افتاده : مثلا يه بار برادرم داشت به چيزي فكر ميكرد و من هم كه كنارش نشسته بودم به طور ناخود آگاه همون موضوعي كه برادرم بهش فكر مي كرد وارد ذهنم شد و با تعجب ديدم كه برادرم شروع كرد به صحبت در باره همون موضوع !! در باره شما هم حدس ميزنم كه اين اتفاق افتاده باشه پس واجب شد كه پست امروز رو بخونين. تو اين پست روش استفاده از اين ويژگي يا به عبارتي كنترل كردنش براي ارسال تصورات و خواسته هاي ذهني به طور ارادي رو مي نويسم

:

تله‌پاتي پديده يا قابليتي است براي برقراري ارتباط بين افراد، كه عمدتاً به صورت غيرقابل كنترل و در شرايط خاص نيز به صورت كنترل شده، به وقوع مي‌پيوندد.
اين پديده، اگرچه در مصاديق روزمره‌ي آن در عين سادگي، موضوعي قابل توجه و جالب به نظر مي‌رسد ولي به جهت امكاناتي كه ايجاد مي‌كند مي‌تواند به عنوان شيوه‌اي خاص و استراتژيك، در دسترسي يافتن به اطلاعات و انتقال آن نيز مورد استفاده قرار گيرد.
اما يكي از نكاتي كه در اين موضوع بسيار حائز اهميت است، وجود اصول و قوانين بنيادين در به‌كارگيري تله‌پاتي به عنوان يك فن و تكنولوژي باطني است. لازم است بدانيم كه وقوع پديده‌هاي مربوط به جهان باطني همچون وقايع اين جهاني، داراي اصول و قوانين خاص خود هستند و پديده‌هاي روحي و باطني نيز اغلب بر اساس همين اصول و قوانين بنيادين و مشترك رخ مي‌دهند. از اين جهت قصد داريم در اين شماره به معرفي برخي از اصول پايه تكنولوژي ارتباط ذهني كه تاكنون شناخته شده است، بپردازيم.
شناخت كامل هر پديده‌اي، به اقتدار درآوردن و كنترل آن را نتيجه مي‌دهد و هر گاه بر چيزی اقتدار پيدا كنيم، قدرت تسلط و تصرف بر آن چيز را مي‌يابيم.(1) در علم تله‌پاتي نيز برخي از مفاهيم و مطالب پايه‌اي وجود دارند كه اطلاع از آنها در تجربه‌ي اين پديده تأثيرگذار است. نتايج تحقيقات در اين زمينه نشان داده است كه با شناخت اصول اوليه ارتباط تله‌پاتيك، شرايط برقراري ارتباط مؤثرتري مهيا مي‌شود. همچنين آگاهي بر مؤلفه‌هاي آن، رهنمون تجربه‌ي آگاهانه تله‌پاتي مي‌گردد و تله‌پاتي را از يك پديده‌ي كنترل نشده به پديده‌اي قابل كنترل تبديل مي‌كند. برخي از اصول بنيادي تكنولوژي تله‌پاتي از اين قرار است:
فاصله: در هر تمرين يا برنامه تله‌پاتيكي بين فرستنده و گيرنده‌ي پيام، فاصله‌اي وجود دارد كه مي‌تواند از چند سانتي‌متر تا چند هزار كيلومتر متفاوت باشد. افراد به همان ميزان از ظرفيت و قابليتي كه در فواصل نزديك كسب مي‌كنند مي‌توانند در فواصل طولاني هم دريافت داشته باشند. بنابراين ميزان فاصله در نحوه و نتيجه‌ي ارتباط تله‌پاتيكي كمترين تأثيري ندارد.
زمان: زمان نيز از مؤلفه‌هایي است كه در ارتباط تله‌پاتيك تأثيرگذار است. مناسب‌ترين زمان براي ارتباطات فكري، ساعات آخر شب و صبح زود است. زماني كه ما بيدار و مشغول فعاليت هستيم، خودآگاه ما فعال است. برعكس هر زمان كه ما در وضعيت سكوت و آرامش، چشمان‌مان را ببنديم، ناخودآگاه ما فعال مي‌شود. در زمان آرامش، كانال‌هايي كه براي فعاليت و كارآيي روحي لازم‌اند، رها و آزاد مي‌شوند و انسان بهتر و بيشتر مي‌تواند با ناخودآگاه خود رابطه برقرار كند.
فرستنده: فرستنده‌ي پيام تله‌پاتيك كه به سوژه يا گيرنده، پيام مي‌فرستد بايد لحني داشته باشد كه گويي سوژه خود به اين مطالب فكر كرده و آن را با زبان خويش بيان مي‌دارد. براي مثال اگر هدف اين باشد كه گيرنده‌ي پيام دست راستش را بلند كند، اين پيام يا فرمان به اين صورت صادر مي‌شود: «حالا من دست راستم را بلند مي‌كنم». اگر از ضمير دوم شخص استفاده شود در اين حالت سوژه اطلاعات نادرستي را دريافت مي‌كند كه آن را كاملاً مربوط و مرتبط با خودش نمي‌داند و فكر مي‌كند منظور فرد يا شخص ديگري است.
انگيزه و علاقه: در حالت كلي اگر ما عملي را انجام مي‌دهيم به اين دليل است كه به واسطه‌ي يك احساس يا انگيزه، براي انجام آن كار تشويق يا تحريك شده‌ايم. اين انگيزه ممكن است يك ارزش روحي باشد. پيام تله‌پاتيكي نيز بايستي آنچنان تأثير داشته باشد كه سوژه با شور و شوق درصدد انجام آن برآيد و براي آن انگيزه‌ي قوي و روشني وجود داشته باشد.
تجسم و تصور: انسان، تصاوير و به ويژه سمبل‌ها را بهتر، راحت‌تر و سريع‌تر از كلمات درك و فهم مي‌كند. براي انتقال بهتر پيام‌هاي تله‌پاتيك، به جاي كلمات اغلب از تصوير استفاده مي‌شود؛ مثلاً به جاي كلمه‌ي سگ، سوژه در شرايطي تجسم مي‌شود كه سگي را در ذهنش مجسم مي‌كند.
مشخصات فردي: در ارتباط تله‌پاتيك، جنسيت از اهميت زيادي برخوردار است. بهترين نتايج در شرايطي فراهم مي‌شود كه فرستنده‌ي پيام، مرد و هدف يا گيرنده يك زن باشد. در شرايط عكس نتيجه از آنچه گفته شد كمتر است. اما برخلاف تأثير جنسيت، پژوهش‌هاي انجام شده نشان مي‌دهد سن در قدرت و قابليت تله‌پاتي تأثير ندارد.
باور و اعتقاد: بهترين تله‌پات‌ها كساني هستند كه به اين استعداد و هنر آدمي اعتقاد بيشتري دارند. هر قدر فردي در اين زمينه از ايمان و اعتقاد قوي‌تري بهره‌مند باشد به پيشرفت‌هاي بهتري نايل مي‌شود.
شرايط جوي: بر اساس تحقيقات جديدي كه صورت گرفته، نقش شرايط و اختلالات جوي در ميزان قدرت‌ها و قابليت‌هاي روحي به خوبي نشان داده شده است. معمولاً در شرايط نامناسب جوي از انجام تمرينات تله‌پاتيك خودداري مي‌شود. هواي آرام و كمي خنك و يا ابري و كمي باراني بدون رگبار، بهترين زمان براي انجام تمرينات تله‌پاتيك است.
تعدد افراد: براي انجام يك تجربه‌ي تله‌پاتيك حداقل به حضور دو موجود زنده نياز است. در اينجا از دو موجود زنده صحبت شده و نه لزوماً دو سوژه‌ي انساني، زيرا تله‌پاتي بين گياهان و جانوران و يا بين انسان با گياهان و جانوران هم تحقق پيدا مي‌كند. از سوي ديگر ادراكات تله‌پاتيك به صورت دسته‌جمعي هم تحقق پيدا مي‌كند. اما گاهي زماني كه به صورت گروهي اين گونه آزمايش‌ها انجام مي‌شوند احتمال دريافت نادرست پيام وجود دارد. اگر گيرنده در دريافت پيام دچار اشتباه شود، امكان دارد آن را درست به همان صورت به ديگران هم منتقل سازد.
«
والري سانفو»، نويسنده‌ي كتاب اصول بنيادي‌ دانش تله‌‌پاتي در بيان تجربه‌‌اي در اين رابطه چنين عنوان مي‌كند: «در يك تجربه‌ي تله‌پاتيك گروهي، من به همراه يك دستيار، بنا بود رنگ زرد را براي گروه مخابره كنيم. در لحظه‌ي آزمايش من به يك خورشيد پرعظمت زرد فكر كردم و دستيارم به يك قناري زرد فكر كرده بود. در تجزيه و تحليل به دست آمده متوجه اختلال و آميزش اين مفاهيم در اذهان سوژه‌ها شديم. برخي از سوژه‌ها به احساس رنگ زرد يا خورشيد نايل شده بودند و عده‌اي هم يك پرنده، يك بال و يا يك دايره را در ذهن‌شان دريافت كرده بودند.
ذهنيت سوژه
كساني كه با ريزه‌كاري‌ها و محدوديت‌هاي تله‌پاتي آشنايي ندارند، تصور مي‌كنند هر وقت كه بخواهند مي‌توانند از تله‌پاتي به جاي تلفن و تلكس استفاده كنند. اينها بد نيست به اين نكات توجه داشته باشند كه هميشه نمي‌توان به صورت ارادي و برنامه‌ريزي شده به ارسال پيام‌هاي دلخواه اقدام كرد. همچنين در تجربيات و ارتباطات تله‌پاتيك نمي‌توان هر پيام و دستوري را براي هر فردي ارسال كرد و اين كه تصوير ذهني هر فرد، از هر واژه‌اي، تصور خاصي دارد. براي مثال اگر ما به گل يا پرنده خاصي فكر كنيم و آن را از طريق تله‌پاتي ارسال كنيم، اين احتمال وجود دارد كه سوژه، گل يا پرنده‌ي ديگري را به صورت متفاوتي دريافت كند.
اما با وجود لحاظ نمودن كليه‌ي اين اصول بنيادي و البته مسائل ديگري كه در اينجا امكان پرداختن به آنها مهيا نشد، هم چنان يك سؤال در ذهن وجود دارد و آن اينكه: آيا مي‌توان روي افكار ديگران اثر گذاشت؟
پاسخ اين سؤال مثبت است. اين اصل و روش شناخته‌ شده‌اي است كه نه تنها در بسياري از تبليغات تجاري، بلكه از طرف دولت‌ها و ايدئولوژيست‌ها نيز مكرراً مورد استفاده قرار گرفته و مي‌گيرد. اكثر آنها براي تأثيرگذاري و دستكاري تفكر افراد جامعه به نفع خويش از اين روش استفاده مي‌كنند.

12 راه برای اینکه جذاب و دلربا باشیم

12راه برای اینکه جذاب و دلربا باشیم 


فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.


 

چگونه جذاب و دلربا باشیم؟

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.
مراحل
1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.
2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.
3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.
4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید. این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام "سارا" من "مانی" هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.
5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و ... در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.
6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.
هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.
7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.
8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.
9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.
10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک "خیلی ممنون" ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: "خوشحالم که خوشت آمده" و یا "خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی" همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: "نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو ... بودم" شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی."
11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که "امروز زیبا شده اید" تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: "امرور روز زیبایی است." هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.
چند نکته
همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.
هشدار
از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: "آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟" اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.

 

روشهایی براي اجتماعي شدن

روشهایی براي اجتماعي شدن

برخي افراد هنگامي که در ميان جمع هستند، ممکن است احساس راحتي نکنند زيرا به مهارت‌هاي اجتماعي که بتوانند به وسيله آنها با مردم و اجتماع در ارتباط باشند، مجهز نيستند. براي افزايش ارتباطات اجتماعي، شيوه‌هايي وجود دارد که به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم.

 1 زبان بدن را ياد بگيريد

بخشي از احساس نگراني که مردم در ارتباطات اجتماعي خود به آن مبتلا مي‌شوند، ناشي از تفسير‌هاي نادرست از گفتارهاي غيرکلامي ديگران است. آيا تا به حال برايتان اين موقعيت پيش آمده است که با خود بگوييد «هنگامي که در جمع صحبت مي‌کنم، افراد خسته مي‌شوند؟» اين جمله ريشه در زياده‌گويي و يا درک اشتباه از مفاهيم غيرکلامي زبان دارد. براي مثال ممکن است افراد خميازه بکشند و يا به چشمان شما نگاه نکنند و اين به دليل بي‌خوابي و يا فقدان احساس راحتي خود آنان باشد و نه به علت اينکه شما را فردي کسل‌کننده يافته باشند. اين مهم است که اساس تفسير خود را روي گفتارهاي غيرکلامي قرار ندهيد. همچنين مهم است که شما به مفاهيم غيرکلامي زبان خود نيز توجه کنيد. احتمالا شما از تمام علامت‌هايي که به ديگران ارسال مي‌کنيد، آگاه نيستيد. براي مثال، ممکن است شما با ايستادن در گوشه‌اي خود را از ديگران جدا سازيد يا شايد تماس چشمي ضعيفي با ديگران داشته باشيد. چنين رفتار ناخودآگاهي ممکن است شما را به سوي راحت نبودن و حتي طرد شدن در جمع سوق دهد. توجه داشته باشيد که تفسير صحيح رفتارهاي غيرکلامي ديگران و يا شناخت زبان غيرشفاهي خود مهارتي است که به تمرين نياز دارد.

 

2 خوب گوش دادن را ياد بگيريد

خوب گوش دادن به مردم موجب ارتباط کامل با آنها مي‌شود. اين امر، خود موجب احساس راحتي بيشتر براي شما در ميان جمع مي‌‌شود. اگر چه بيشتر مردم بر اين اعتقادند که شنونده خوبي هستند ولي اغلب اين طور نيست. گوش دادن نوعي مهارت است که مانند ساير مهارت‌ها از طريق تمرين به دست مي‌آيد. گوش کردن چيزي بالاتر از شنيدن صرف است. گوش کردن يعني مطلبي را که گوينده سعي در گفتن آن دارد، بفهميد و مطمئن شويد که بي‌طرفانه به آن گوش مي‌دهيد و مي‌فهميد. بنابراين تا زماني که به سخن ديگران گوش مي‌دهيد، از قضاوت و ارزيابي آنها خودداري کنيد. همچنين هنگامي که ديگران هنوز مشغول گفتگو هستند، از طرح پاسخ خود، خودداري کنيد. اگر شما مشغول فکر کردن درباره پاسخ باشيد، به احتمال زياد به دقت به سخن ديگران گوش نمي‌کنيد. فراموش نکنيد که آنچه را شنيديد و فهميديد، به زبان خودتان براي شخص مقابل بازگو کنيد.

 

3 مکالمه را خودتان شروع کنيد

ممکن است براي شما مشکل باشد که نزد کسي برويد و گفتگويي را آغاز کنيد و ممکن است که ندانيد از کجا شروع کنيد. يک راه تجربي اين است که گفتگو را با پرسش‌هاي باز آغاز کنيم. اگر پرسش‌ها بسته پرسيده شود که پاسخ آن آري و يا خير باشد، گفتگو به زودي پايان مي‌پذيرد و اين موقعي است که طرف مقابل پاسخ خود را بدهد. پرسش‌هاي باز آنهايي هستند که با ادوات پرسشي مانند چه، کي‌، کجا و چگونه آغاز مي‌شوند، از کلمه پرسشي و «چرا» کمتر استفاده کنيد زيرا طرف مقابل را در زحمت موضع دفاعي قرار مي‌دهد.

 

4 آداب حرف زدن را تمرين کنيد

اگر از نظر اجتماعي احساس خوبي براي شرکت در گفتگوها نداريد، ممکن است به اين دليل باشد که چيزي براي صحبت و ارايه نداريد. آيا تا به حال فکر کرد‌ه‌ايد که عقايد و نظرهاي ديگران جالب‌تر و بهتر از شماست؟ دفاع از افکار، اعتقادات و احساساتتان به شما اعتماد به نفس بيشتري مي‌بخشد. اين امر اثر خود را در واکنش مثبت شما در ارتباطات اجتماعي نشان مي‌دهد. بنابراين براي دفاع از نظرهاي خود موارد زير را به ياد داشته باشيد. نخست به ياد داشته باشيد که دفاع از نظرهاي خود، تهاجم به ديگري نيست بلکه تعادلي است ميان تهاجم و تسليم. افرادي که به طرق تهاجمي عمل مي‌کنند، از ديگران انتظار دارند به طور دقيق تابع نظرهاي آنان عمل کنند و کساني که از روش تسليم پيروي مي‌کنند، از اعتقادات  و خواسته‌‌هاي خود به نفع ديگران مي‌گذرند.از اينکه آنچه را خود مي‌خواهند بيان کنند، احساس گناه مي‌کنند و همواره خواست ديگران برايشان مهم‌تر است اما افرادي که از نظرات‌شان دفاع مي‌کنند، همان‌قدر که براي ديگران و نظرات آنها احترام قايل‌اند به خود و نظرهاي خود نيز احترام مي‌گذارند. دومين نکته اين است که به هنگام گفتگو با ديگران، در چشم‌هايشان نگاه و پرسش‌هاي باز را انتخاب کنيد. اين امر زماني ميسر خواهد شد که به خودتان يادآوري کنيد که آنچه مي‌گوييد داراي اهميت است. اين حالت را به خود نگيريد که انگار براي آنچه مي‌گوييد، معذرت مي‌خواهيد. اين حالت موقعي القا مي‌شود که براي مثال، در موقع صحبت کردن به زمين نگاه مي‌کنيد يا به سرعت جمع را ترک مي‌کنيد يا با حالت ترديد و پرسش و با خجالت صحبت مي‌کنيد. خواهش خود را صريح و مستقيم بيان کنيد. ابهام در بيان درخواست مي‌تواند سبب سوءتفاهم شود يا از جانب ديگران به آساني رد شود. براي مثال، به جاي اينکه از کسي به طور کلي کمک بخواهيد، به‌طور مشخص بيان کنيد که چه نوع کمکي، کي و براي چه مدت مي‌خواهيد. اگر درباره ايده‌اي بحث مي‌کنيد يا يک خواهشي را بيان مي‌کنيد، آغاز جمله شما با ضمير «من» باشد. براي مثال، بگوييد من احساس مي‌کنم، من مي‌خواهم، يا من فکر مي‌کنم، زماني که از ضمير «من» استفاده مي‌کنيد، بيشتر احتمال دارد که ديگران شنونده آنچه مي‌گوييد، باشند. جملاتي که با ضمير «شما» آغاز مي‌شوند مانند شما گفتيد يا شما فکر مي‌کنيد، طرف مقابل را در موضعي دفاعي قرار مي‌دهد بنابراين احتمال کمتري دارد که شنونده خوبي براي آنچه مي‌گوييد، باشند.