روانشناسی تفاوت زن و مرد
روانشناسی تفاوت زن و مرد
زنان و مردان برای آنكه بتوانند زندگی شیرینی ایجاد كنند و از در كنار هم بودن لذت ببرند باید خصوصیات طرف مقابل خود را به خوبی بشناسند و برای این تفاوت ها ارزش و احترام قائل باشند نه اینكه تصور كنند كه، زن و مرد به هنگام محبت كردن باید رفتار همسانی از خود بروز دهند.آنچه در زندگی مشترك بسیار حائز اهمیت است این است كه ما باید یاد بگیریم عشق و محبت خود را رشد دهیم و آن را به حد كمال برسانیم نه اینكه وجود این تفاوت ها منجر به تنش و ایجاد شكاف بین زن و مرد شود.
تفاوت زن و مرد یك موضوع بسیار طبیعی و ناشی از تكامل انسان است.از روزگار غار نشینی كه مردان وظیفه تهیه غذا، پوشاك و كلیه وسایل زندگی را بر عهده داشتند و موظف بودند تمام وقت خود را به شكار و مبارزه طی كنند تا بتوانند به اهداف خود دست یابند، در عین حال در صورتی محبوب همسر و خانواده خود بودند كه با دست پر به خانه باز می گشتند.از سوی دیگر زنان تنها وظیفه نگهداری و ترو خشك كردن و محبت كردن به فرزندان را بر عهده داشتند.بنا براین مسئله طبیعی است كه زن و مرد از آغاز به شكل متفاوتی تربیت شوند.
گرچه امروزه هم به تبعیت از گذشته، كار و موقعیت های شغلی ، در رأس و ظایف مردان قرار دارد،اما زنان امروز نمی توانند مانند زنان گذشته، تنها بار خانه داری و بزرگ كردن فرزندان را بر دوش بكشند بدون اینكه سهم مؤثری از جامعه و خانواده خود داشته باشند.در گذشته زنی لایق و شایسته به حساب می آمد كه مظلومانه از حق خود بگذرد و تنها خود را وقف شوهر و بچه هایش كند،به همین خاطر باورهای دینی اینگونه زنان را زنان نمونه معرفی می كردند.اما زنان امروز یاد گرفته اند كه آنها هم باید بتوانند از زندگی خود كمال استفاده را ببرند.آنها مایلند آنطور كه طبع زنانه آنها ایجاب می كند مردان با آنها رفتار نمایند،نه اینكه مردان تنها در اندیشه كامجویی و لذت خود باشند و بعد از سیراب شدن، زن را به فراموشی بسپارند.
آنها از جامعه توقع دارند كه، به چشم یك انسان در آنها بنگرند و زمینه مساعدی فراهم سازند تا، آنها هم، پا به پای مردان در ساختن جامعه نقش اساسی داشته باشند،نه به اسم اینكه چون او زن است باید او را در لفافه ای پیچید و وی را از نظرها پنهان ساخت.شاید زمانی باورهای سنتی و دینی به مردم قبولانده بودند كه پنهان نمودن زنان جامعه را اخلاقمند تر و مردان را نسبت به تحریكات جنسی بی تفاوت تر می كند،اما تجربه و علومی مانند روانشناسی ثابت كردند دختران و پسران باید از كودكی در كنار هم به كمال و رشد برسند تا در آینده، جامعه و افراد جامعه دچار معضلات بزرگ اجتماعی نشوند.
زنان بطور غریزی از مردان انتظار حمایت شدن را دارند.اما آنان معتقدند این حمایت نباید بصورت درخواست از مرد باشد بلكه مردان خود باید این عشق را بی شائبه به زنان تقدیم كنند چون خود زنان وقتی كسی را دوست داشته باشند عشق خود را پیوسته به او نثار می كنند. زنان برای دریافت حمایت از همسر خود صبورانه و با محبت به همسر خود خدمات ارائه می دهند به امید اینكه بلكه مرد به فكر بیفتد و عشق خود را نثار كند .اما صد افسوس كه مردان از جنس دیگری هستند و تا وقتی از آنان در خواست حمایت نكنی هرگز خود به این مسئله نمی اندیشند .مرد همینكه از زن درخواستی نمی بیند، و او را آرام می یابد، تصور میكند كه حمایت های او كافی بوده است. اما زن از این بی توجهی مرد در خود می جوشد .زن برای اینكه این حمایت را گدایی نكند از راه های غیر معمول وارد می شود و مرد تصور می كند كه زنان زیاده خواهند. اینجاست كه باید عشق رشد یابد و زن و مرد برای عشق ورزی صاحب مهارت شوند, تا در كنار رعایت قانون دلبری به مقاصد خود هم برسند.
مردان به دلایل مختلف (قسمتی از آن در مطلب روانشناسی شناخت مرد ذكر شده) كار و مهارت های شغلی را در اولویت كارهای خود قرار می دهند.مردان دوست دارند مشكلات خویش را خود حل كنند و كمتر كسی را به مشورت بگیرند چون آنهادوست دارند به دیگران بفهمانند كه خود شایستگی و توانایی انجام كارهای خود را دارند.به همین خاطر دوست ندارند كسی در كار آنان دخالت كند یا برای آنها تعیین تكلیف كند یا موقعیت شغلی و اجتماعیشان را دست كم بگیرد.
اما برعكس زنان، زندگی را از دیدگاه عشق و احساسات خود می نگرند.برای آنان رابطه عاشقانه، بیان احساسات و ابراز عشق و محبت در اولویت همه كارها می باشد.آنان از اینكه كسی را با خود همفكر كنند یا با او مشورت كنند ناراحت نمی شوند.اما در عین حال دوست دارند مردان به صحبت های آنان به خوبی گوش فرا دهند و از دادن راه حل یا توصیه برای دردو دل كردن آنها، خوداری كنند یعنی مهارت گوش كردن را بیاموزند. چون مردان همین كه زنان شروع به صحبت می كنند و می خواهند چند كلمه دردودل نمایند مردان طبق روحیه غریزی خود راهكار ارائه می دهند كه این موضوع زنان را بسیار عصبانی می كند. چرا كه زنان از این راه می خواهند احساسات خود را بروز دهند. و بقول معروف می خواهند با ناز و غمزه عشق مرد را به جوش آورند.در مقابل مردان هم دوست دارند كمتر مورد انتقاد قرار بگیرند و اشتباهات آنان از راه غیر مستقیم به آنان تذكر داده شود كه قدرت و توانایی هایشان زیر سوال نرود.
مردان به هنگام بروز مشكلات و ناراحتی ها دوست دارند این مشكلات را در خود بریزند و از راه تفكر مشكل خود را حل كنند. اما بر عكس زنان برای اینكه از مشكل فرار كنند دوست دارند در باره آن صحبت كنند و دیگران را برای چاره اندیشی به كمك بطلبند. به این علت در زمان بروز مشكلات مردان فكر می كنند تا راه حل پیدا كنند اما زنان شروع به سرو صدا و كارهای شتابزده می كنند و از سكوت مردان هم عصبانی می شوند.هنگامی كه مردان گرفتار حل مشكلات می باشند ودر خود فرورفته اند, زنان تصور میكنند مرد مورد علاقه شان از او فاصله گرفته و به او بی توجهی نشان میدهد.برعكس هنگامی كه زنان از مشكلات خود دم می زنند.مردان تصور می كنند كه زنان می خواهند آنان را مقصر جلوه دهند.
مردان دوست دارند همیشه تاثیر گذار باشند.و زنان دوست دارند مورد حمایت واقع شوند.بر این اساس مردان از اینكه عشق خود را نثار كنند لذت می برند و زنان از اینكه مورد توجه مرد واقع شوند احساس آرامش می كنند.اما ابراز عشق مردان بصورت منقطع است .گاه بسیار مهر می ورزند و گاه در عشق و مهر ورزی آنان وقفه ایجاد می شود.آن هم به این دلیل است كه اول اینكه كار و موقعیت های اجتماعی برای مرد در اولویت است دوم اینكه مردان پس از سیراب شدن از عشق نیاز دارند مقداری از معشوق خود فاصله بگیرند.چون آنان تصور میكنند كه آزادی فردی از آنها سلب شده است.اما زنان چون عشقشان مستمر است از این حالت دور شدن مردانه به هراس می افتند غافل از اینكه پس از مدتی این ابراز عشق به جای خود باز می گردد.
زنان بدلیل اینكه میزان هورمون ها یشان متغییر است گاه دچار احساسات منفی می شوند.اما برخلاف مردان كه در حالت افسردگی در خود فرو میروند زنان دوست دارند تحت حمایت قرار گیرند.به خاطر این موضوع، زنان قبل از آغاز دوره ماهیانه به شدت ظریف و شكننده،زود رنج و افسرده هستند و در این زمان است كه بیش از مواقع دیگر به حمایت و توجه مرد نیاز دارند تا بتوانند با شروع خون ریزی ماهیانه، این دوره بحرانی را پشت سر بگذارند.
گفتیم كه مردان دوست دارند عشق خود را نثار كنند و زنان دوست دارند تحت حمایت عشق ومحبت مردان قرار گیرند تا از این راه به آرامش برسند.اما در طول زندگی، گاهی زن و مرد بطور طبیعی از وظیفه اصلی خود كه عشق ورزی و كانون توجه قرار دادن همدیگر است فاصله می گیرند كه این امری است طبیعی و گریز از آن غیر ممكن می باشد.دلیل این فاصله گرفتن در مردان حفظ استقلال مردانگی آنها است و در زنان این امواج منفی ناشی از تغییرات هورمونی وعوامل مختلف است،كه در این مواقع، نسبت به مسائل جنسی، بیگانه می شوند اما هنوز هم تشنه حمایت و محبت مرد مورد علاقه خود هستند.
هورمون ها هم در بوجود آمدن حالت های مختلف مردانه و زنانه نقش بزرگی را ایفا می كنند. دربدن بعضی از مردان، هورمون زنانه فعال است این نوع مردان احساسات زنانه در آنها بیدار است.این مردان به امور احساسی و كارهای هنری، شعر و شاعری ومسائلی كه مربوط به وظایف زنان است بیش از امور مربوط به خود بها می دهند.در مقابل زنانی هستند كه هورمون مردانه آنها فعال است این دسته از زنان، احساس مردانه در آنها بیدار است و دوست دارند وظایف مردانه را بر عهده بگیرند.البته شرایط محیطی هم در این تغییرات نقش به سزایی دارند.اما چون دلیل اصلی تفاوت بین زن و مرد تفاوت مغزی آنها می باشد.مردان هرچقدر هم به جنبه های احساسی و زنانه بها بدهند یك سری قواعد كلی كه برای مردان بر شمردیم برای آنها هم صادق است .زنان مرد سالار نیز اگر چه به ظاهر تافته جدا بافته هستند اما همین زنان هم نیاز دارند كه تحت حمایت عاشقانه مردی باشند.
دانستن تفاوت های زن و مرد از این جهت برای ما اهمیت دارد كه بدانیم نیازهای زنان مانند نیازهای مردان نیست . البته راز شكست بسیاری از عشق های آتشین در اوایل زندگی، همین عدم شناخت زن و مرد از همدیگراست.آنها تصور می كنند اگر همان كارهایی كه دوست دارند دیگران برای آنها انجام دهند را، برای محبوب خود انجام دهند او راضی و خشنود خواهد شد.مثلا زنان تصور می كنند زمانی كه با مردی در مورد مشكلات او صحبت كند به میزان زیادی عشق خود را به او ابراز كرده است در حالی كه این مسئله موجب رنجش مرد می شود.همچنین گاهی مردان تصور می كنند با كم اهمیت نشان دادن مشكلات زنان و ارائه راه حل های مختلف، از این راه به او محبت كرده اند.در حالی كه با این روش نوعی احساس نا امنی و عدم اعتماد در وجود زن ایجاد می شود.متاسفانه بسیاری از مردم وقتی در روابطشان دچار مشكل می شوند به جای اندیشه پیرامون آن از این رابطه صرف نظر می كنند.
مردان تصور می كنند همین كه عشق خود را یك بار به زن ابراز كنند.تداوم عشق خود را به زن اثبات كرده اند در حالی كه زنان نیاز دارند بطور پیوسته از عشق سر شار شوند و در عشق خود به نوعی احساس اطمینان برسند.زنان از مردان انتظار فداكاری دارند یعنی دوست دارند ببینند مردان آنها را در راس اهمیت قرار می دهند وكانون توجه آنها هستند.در مقابل مردان دوست دارند مورد تمجید و تحسین قرار گیرند وبرای تكیه گاه واقع شدن مورد اطمینان و اعتماد زن قرار بگیرند والبته زن به چشم یك قهرمان به آنها بنگرد.
زنان و مردان در برخورد با هم دو اشتباه بزرگ را مرتكب می شوند.اول اینكه زنان دوست دارند پیرامون مسائل و مشكلات خود صحبت كنند.اما مردان چون خود مشكلات خویش را پنهان می كنند،همین كه زن خواست مشكلات خود را بیان كند، تصور میكنند، او میخواهد مسئولیت این مشكلات را به گردن مرد بیندازد.در حالی كه مردان میتوانند بدون آنكه عكس العمل خاصی از خود نشان دهند، تنها صحبت های زن را گوش دهند و از این راه وی را تحت حمایت خود قرار دهند.اشتباه زنان هم این است كه سعی دارند به هر صورت ممكن مرد خود را تغییر دهند.درحالی كه مردان در برابر تغییرات مقاومت كرده، آن را حمل بر زیاده خواهی , كنترل و سلطه جویی زنان می دانند.اما وقتی مرد عشق،اطمینان، پذیرش و قدر دانی را از زن مورد علاقه خود دریافت كرد، خودبخود شروع به تغییر، رشد واصلاح می كند.