وبلاگ روانشناسی ویدا

خانواده درمانی

خانواده درمانی ، بخشی از مهارت های آموزش و درمان به زن و شوهر تحت عنوان خانواده درمانی و سیستم خانواده درمانی ، شاخه ای از روان درمانی است که از طریق کار با خانواده ها و زوج ها روابط صمیمی برای تلاش در تغییر و توسعه می گویند. بنابراین این سبک شیوه ای است  برای مشاهده تغییر و تحول در سیستم  تعامل بین اعضای خانواده است و امر بر روابط خانوادگی به عنوان یک عامل مهم در سلامت روان دارد.

نظریه ها و مکاتب مختلف از خانواده درمانی در برخی موارد  مشترک هستند از جمله،  اعتقاد به این که ، صرف نظر از منشاء مشکل ، و صرف نظر از مراجعان "فرد" یا "خانواده" مسئله دار، راه حل های درمانی و مشاوره ای  مربوط به خانواده ها در اغلب سودمند است. و این درگیری در خانواده است که معمولاً طرفین  شرکت در جلسه درمان را تشکیل می دهند. مهارت درمانگر خانواده ، شامل توانایی ارتباط موثر، تحلیل قوی، هوشمندی و حمایت گسترده  می باشد.

در نظریه های اولیه میدانی ، بسیاری از پزشکان خانواده معتقد بودند، مطابق تعارف سنتی خانواده عبارت است از پدر و مادر و کودکان تعریف شده است. اما به مرور این باور تکامل یافته است ، مفهوم خانواده است معمولا در شرایط به شدت حمایت ، نقش دراز مدت و روابط بین افرادی تعریف می شود بنابراین با رابطه خونی نمی توان این رابطه را تعریف نمود.

خانواده درمانی به طور موثر در طیف گسترده ای از مشکلات و نیازهای انسان به کار می رود ، و هنوز به طور علمی هیچ طبقه بندی مبنی بر اینکه این مشکل مرتبط با  مشکل روانی است در طبقه بندی ها صورت نگرفته است. چارچوبهای مفهومی توسعه یافته توسط درمانگران خانواده  تدوین شده است، به ویژه کسانی که از نظریه پردازان نظام خانواده هستند معتقدند ، خانواده درمانی شامل مطالعه  طیف گسترده ای از رفتار انسان ، از جمله پویایی سازمانی و مطالعه از توانایی های کاربردی آن در نظام خانواده است.

 

تکنیک


خانواده درمانی شامل طیف وسیعی از مشاوره ها و تکنیک های است که از جمله آنها :

  • نظریه ارتباطات رسانه ها
  • ارتباطات و روان شناسی
  • روان شناسی تربیتی
  • روان درمانی
  • آموزش ارتباط موثر
  • نظام سیستمی
  • نظریه سیستمی
  • واقعیت درمانی
  • و... .

تعداد جلسات بستگی به وضعیت مشکل یا نیاز خانواده ، به طور متوسط 5-20 جلسه را شامل می شود. درمانگر خانواده معمولاً در دیدار تعدادی از اعضای خانواده را هم زمان و برخی را تک تک می بیند. این مساله برای شناخت از تفاوت بین اعضای خانواده و درک روابط متقابل و همچنین الگوهای تعامل در جلسه ظاهری هم برای درمانگر و خانواده مفید و ضروری است. این الگوها غالبا آینه الگوهای تعامل همیشگی در خانه است، حتی اگر در حال حاضر به خاطر درمانگر، خانواده خانواده سعی کند این خود را بهتر جلوه دهد. . مداخلات درمانی معمولا بر اساس الگوهای روابط است و نیازی به تجزیه و تحلیل انگیزه های ناخودآگاه یا ضربه های در اوایل دوران کودکی فرد بر مبنای نظریه  فروید نیست. که از جمله برخی مکاتب خانواده درمانی ، به عنوان مثال روان پویایی و روان شناسی بین نسلی مقداری به این مساله توجه دارند، که آیا عوامل فردی و عوامل تاریخی ممکن است سازهای دموگرافی را به وجود آورده باشند که شناخت آنها برای کمک به روشن کردن الگوهای ارتباط در سراسر نسل مفید باشد. از ویژگی های متمایز در خانواده درمانی انجام برنامه ریزی و چارچوب تحلیلی ، برای تعداد زیادی از اعضای خانواده حاضر در جلسه درمان است. به طور خاص ، درمانگران و خانواده درمانگران در این رابطه  رابطه : بیشتر علاقه مند به درک رابطه بین افراد هستند و نه درک خصوصیات تک تک افرد ، اگر چه برخی از خانواده درمانگران ، به ویژه روان شناسان شناختی، به روابط شی ، بین نسلی ، EFT ، یا خانواده تجربی درمانگران – نیز تمایل دارند به عنوان مثال:  به افراد خانواده به عنوان کسانی که در سیستم های خانواده و روابط  گروهی هستند توجه می شود. با توجه به موضوع و پیشرفت درمان تا به امروز ، درمانگر ممکن است در تجزیه و تحلیل نمونه های قبلی بر روی نمونه های خاص نیز برخورند ، به عنوان با مرور بر اثر تجربه و ارائه راه های جایگزین، اعضای خانواده به یکدیگر  ممکن است مشکلات شان را حل کنند ، و یا به جای ادامه درگیری به طور مستقیم به پ منابع از درگیری در سطح انتزاعی بپردازند .

درمانگران خانواده تمایل بیشتر علاقه مند به حفظ و مراقبت و / یا حل مشکلات هستند تلاشی برای درک و تشخیص گذاری نمی کنند. برخی از خانواده ها ممکن است با درک علت درگیری و تجزیه و تحلیل آن بتوانند مشکل را بشناسند و برچسب ممکن است به عنوان ابزاری برای سرزنش افراد تبدیل شود.

 

انتشارات


مجلات خانواده درمانی عبارتند از : "مجله زناشویی و خانواده درمانی" ، خانواده فرآیند ، مجله درمان سیستمیک ، مجله خانواده درمانی ، استرالیا و زلاند نو مجله خانواده درمانی ، روان درمانی نتورکر ، مجله سکس و زناشویی درمانی ، مجله استرالیا از خانواده درمانی ، مجله بین المللی روایت درمانی و کار اجتماعی ، مجله مطالعات تعامل انسان و خانواده درمانی و... .

 

ارزش ها و اخلاق در خانواده درمانی

از آنجا که مسائل مربوط به درگیری های بین فردی ، قدرت ، کنترل ، ارزش ها ، اخلاق و اغلب بیشتر به صورت  تلفظ در درمان و درمان های فردی توجه شده است، بنابراین بحث ارزش های حرفه ای و اخلاقی اهمیت دارد. ارائه راه کار های مختلف ، رعایت ارزش های مختلف در مدل های نظری مختلف درمان و نقش ارزش های خود درمانگر در فرایند درمان و شیوه آینده نگری و نگاه  به مراجعان به عنوان مشتری  باید با دقت انجام شود. بنابراین باید یک درمانگر که ارزش ها و اهداف اصولی و حرفه را نیز خودش رعایت کند . مسائل خاصی نیز وجود دارد  است که شامل: بی طرفی در درمان، رعایت عدالت و خود مختاری ، connectedness و حفظ استقلال مراجع ، عملکرد  در مقابل  اصالت و نیز گذراندن دوره های خانواده درمانی ضروری است .  

 

بنیانگذاران اصلی خانواده درمانی:

برخی از توسعه دهندگان کلیدی خانواده درمانی عبارتند از :

• آلفرد آدلر (پدیدارشناسی)

• ناتان آکرمن (روانکاوی)

• تام اندرسن (منعکس شیوه ها و دیالوگ در مورد گفت وگو)

• اندرسون هرلین (پست مدرن همکاری درمانی و سیستم های زبان همکاری)

• هری آپونت. ج (فرد از - روانپزشک)


• گرگوری و باتسون (1904-1980) (سیبرنتیک ، نظریه سیستم)


• ایوان بوسزورمینی  ناجی (به متنی که درمان ، بین نسلی ، رابطه اخلاق)


• بون موری (نظریه سامانهها ، بین نسلی)


• استیود شازیر (راه حل متمرکز درمان)


• اچ. میلتون اریکسون (هیپنوتیزم ، درمان استراتژیک ، درمان کوتاه)


• ریچارد فخ (درمان کوتاه ، درمان استراتژیک)


• جیمز فرامو (شی نظریه روابط بین نسلی)


• هری گلشتاین (پست مدرن همکاری درمانی و سیستم های زبان همکاری)


• جان گاتمن (ازدواج)


• رابرت جی - گرین (همجنسگرایان ، مسائل میان فرهنگی)


• جی هیلی (درمان استراتژیک ، ارتباطات)


• لین هافمن (استراتژیک ، پس از سیستم های مشترک)


• دان د. جکسون (نظریه سیستم)


• سو جانسون (عاطفی درمان متمرکز شده است ، نظریه دلبستگی)


• برادفورد کینی (سیبرنتیک ، منابع متمرکز درمان)


• والتر کیمپلار (روانشناسی گشتالت)


• برنارد لسکین (روانشناسی رسانه ها ، درک عمومی از مسائل را از طریق رسانه ها)


• کولز مادنیس(درمان استراتژیک)


• سالوادور مینشین (ساختاری)


• براولو مونتالو (ساختاری) [نیازمند منبع]


• ویرجینیا استیر (ارتباطات ، تجربی و همکاری درمانی)


• مارا سیلوینی پالازولی  (سیستم های میلان)


• راس ذره (درمان با شبکه)


• رابین اسکینر (تجزیه و تحلیل گروهی)


• پل واتزاکویک (مختصر درمان ، نظریه سیستم)


• جان ویکلند (درمان مختصر ، درمان استراتژیک ، تئوری سیستم)


• کارل ویتاکر (سیستم های خانواده ، تجربی ، همکاری درمانی)


• مایکل وایت (روایت درمانی)



 

References

1.        ^ a b c Broderick, C.B. & Schrader, S.S. (1991). The History of Professional Marriage and Family Therapy. In A. S. Gurman & D. P. Kniskern (Eds.), Handbook of Family Therapy. Vol. 2. NY: Brunner/Mazel

2.        ^ a b c d e Sholevar, G.P. (2003). Family Theory and Therapy. In Sholevar, G.P. & Schwoeri, L.D. Textbook of Family and Couples Therapy: Clinical Applications. Washington, DC: American Psychiatric Publishing Inc.

3.        ^ Silverman, M. & Silverman, M. Psychiatry Inside the Family Circle. Saturday Evening Post, 46-51. 28 July 1962.

4.        ^ Guttman, H.A. (1991). Systems Theory, Cybernetics, and Epistemology. In A. S. Gurman & D. P. Kniskern (Eds.), Handbook of Family Therapy. Vol. 2. NY: Brunner/Mazel

5.        ^ Becvar, D.S., & Becvar, R.J. (2008). Family therapy: A systemic integration. 7th ed. Boston: Allyn & Bacon.

6.        ^ a b Barker, P. (2007). Basic family therapy; 5th edition. Wiley-Blackwell.

7.        ^ a b Nichols, M.P. & Schwartz, R.C. (2006). Family therapy: concepts and methods. 7th ed. Boston: Pearson/Allyn & Bacon.

8.        ^ Sprenkle, D.H., & Bischof, G.P. (1994). Contemporary family therapy in the United States. Journal of Family Therapy, 16(1): 5-23(19)

9.        ^ Dattilio, F.R. (Ed.) (1998). Case Studies in Couple and Family Therapy: Systemic and Cognitive Perspectives. Guildford Press: New York.

10.     ^ Gurman, A.S. & Fraenkel, P. (2002). The history of couple therapy: a millennial review. Family Process, 41(2): 199-260(62)

11.     ^ Couple therapy Harvard Mental Health Letter 03/01/2007.

12.     ^ Attachment and Family Systems. Family Process. Special Issue: Fall 2002 41(3)

13.     ^ Denborough, D. (2001). Family Therapy: Exploring the Field's Past, Present and Possible Futures. Adelaide, South Australia: Dulwich Centre Publications.

14.     ^ Crago, H. (2006). Couple, Family and Group Work: First Steps in Interpersonal Intervention. Maidenhead, Berkshire; New York: Open University Press.

15.     ^ Van Buren, J. Multisystemic therapy. Encyclopedia of Mental Disorders. retrieved 29 Oct. 2009

16.     ^ McGoldrick, M. (Ed.) (1998). Re-Visioning Family Therapy: Race, Culture, and Gender in Clinical Practice. Guilford Press: New York.

17.     ^ Dean, R.G. (2001). The Myth of Cross-Cultural Competence. Families in Society: The Journal of Contemporary Human Services. 82(6): 623-30.

18.     ^ Krause, I-B. (2002). Culture and System in Family Therapy. London; New York: Karnac.

19.     ^ Ng, K.S. (2003). Global Perspectives in Family Therapy: Development, Practice, and Trends. New York: Brunner-Routledge.

20.     ^ McGoldrick, M., Giordano, J. & Garcia-Preto, N. (2005). Ethnicity & Family Therapy, 3rd Ed.: Guilford Press.

21.     ^ Nichols, M.P. & Schwartz, R.C. (2006). Recent Developments in Family Therapy: Integrative Models; in Family therapy: concepts and methods. 7th ed. Boston: Pearson/Allyn & Bacon.

22.     ^ Lebow, J. (2005). Handbook of clinical family therapy. Hoboken, NJ: John Wiley and Sons.

23.     ^ Booth, T.J. & Cottone, R.R. (2000). Measurement, Classification, and Prediction of Paradigm Adherence of Marriage and Family Therapists. American Journal of Family Therapy. 28(4): 329-346.

24.     ^ The Top 10: The Most Influential Therapists of the Past Quarter-Century. Psychotherapy Networker.: 2007, March/April (retrieved 7 Oct 2010)

25.     ^ "Therapy Center:Credentials". Psychology Today. http://therapists.psychologytoday.com/rms/content/therapy_credentials.html. Retrieved 2008-08-13. 

26.     ^ Doherty W (2002). "Bad Couples Therapy and How to Avoid It: Getting past the myth of therapist neutrality". Psychotherapy Networker 26 (Nov-Dec): 26–33. http://www.smartmarriages.com/badcouples.doherty.html

27.     ^ Doherty, W., & Boss, P. (1991). Values and ethics in family therapy. In A. S. Gurman & D. P. Kniskern (Eds.), Handbook of Family Therapy. Vol. 2. NY: Brunner/Mazel

28.     ^ Dueck A (1991). "Metaphors, models, paradigms and stories in family therapy". In Vande Kemp H. Family therapy: Christian perspectives. Grand Rapids, MI: Baker Book House. pp. 175–207. ISBN 0-8010-9313-9. http://documents.fuller.edu/sop/integration/Publications/dueck_publications/dueckfam.pdf

29.     ^ Wall J, Needham T, Browning DS, James S (Apr 1999). "The Ethics of Relationality: The Moral Views of Therapists Engaged in Marital and Family Therapy". Family Relations (National Council on Family Relations) 48 (2): 139–49. doi:10.2307/585077. http://links.jstor.org/sici?sici=0197-6664%28199904%2948%3A2%3C139%3ATEORTM%3E2.0.CO%3B2-6&size=LARGE&origin=JSTOR-enlargePage

30.     ^ Grosser GH, Paul NL (Oct 1964). "Ethical issues in family group therapy". Am J Orthopsychiatry 34: 875–84. doi:10.1111/j.1939-0025.1964.tb02243.x. PMID 14220517

31.     ^ Hare-Mustin RT (Jun 1978). "A feminist approach to family therapy". Fam Process 17 (2): 181–94. doi:10.1111/j.1545-5300.1978.00181.x?journalCode=famp. PMID 678351. http://www.blackwell-synergy.com/doi/abs/10.1111/j.1545-5300.1978.00181.x?journalCode=famp

32.     ^ Gottlieb, M.C. (1995). Developing Your Ethical Position in Family Therapy: Special Issues. Paper presented at the Annual Meeting of the American Psychological Association (103rd, New York, NY, August 11–15, 1995).

33.     ^ Melito, R. (2003). Values in the role of the family therapist: Self determination and justice. Journal of Marital and Family Therapy. 29(1):3-11.

34.     ^ Fowers BJ, Richardson FC (1996). "Individualism, Family Ideology and Family Therapy". Theory & Psychology 6 (1): 121–51. doi:10.1177/0959354396061009. http://sptap.highwire.org/cgi/content/abstract/6/1/121

35.     ^ USA Today 6/21/2005 Hearts divide over marital therapy.

 جلال مرادی- کارشناس ارشد روانشناسی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 5:9 PM  توسط ویدا  | 

ازدواج ,خانه پدري نيست

همسر

زن و مرد قبل از ازدواج، در کانون گرم خانواده و در ناز و نعمت، بدون اینکه مسئولیتی داشته باشند، مشغول زندگی بوده‏اند. آنچه باعث شده که آنها دست از آن کانون مهر بکشند و به زندگی جدید راضی شوند، گرایش آنها به یافتن شریک دائمی برای زندگی بوده است. لذا طبیعی است که هر کدام از همسران انتظارهایی از یکدیگر داشته باشند. مرد و زن جوان در پی ازدواج، توقع‏های خود را از والدین خود قطع و به همسر خود متوجه کرده‏اند. محور ازدواج را همین توقع‏ها تشکیل می‏دهد. نکته مهم در این است که این توقع‏ها، به جا باشند. توقعی به جا است که سه شرط زیر را داشته باشد:

 

هر کدام از همسران در محدوده حق خود، توقع داشته باشند: زن حق دارد که زندگی او توسط مرد تامین شود و مرد حق دارد که زن، آرامش گاه او باشد. توقع‏های زن و مرد از یکدیگر نباید فراتر از این حق باشد. مرد نمی‏تواند توقعی که پسر از مادر دارد، از همسر خود داشته باشد و همین‏طور، توقع زن از همسرش نمی‏تواند مانند انتظارات دختر از پدرش باشد. مقایسه زندگی خود با دیگران بدون در نظر گرفتن سطح امکانات همسر تنها این نگرش را برای همسر به وجود می اورد که شما شرایط او را درک نمی کنید و ممکن است در او نوعی مقاومت به وجود آورد تا در قبال خواسته های معقولتان نیز کنار نیایند.

هر گونه اختلافی شوهر شما را به طرز زجرآوری مابین شما و مادرشوهرتان قرار می‏دهد و بعید است که شما بخواهید او رابطه‏اش را با مادرش قطع کند گفتن چنین گله و شکایاتی صرفا دید شوهر شما را نسبت به شما تغییر می دهد

توقع‏ها بر اساس وجود امکانات باشد: هر کدام از همسران امکاناتی محدود دارند. خانمی که همسرش درآمدی محدود دارد، نباید از او انتظار داشته باشد که مثلا حتما از فلان رستوران مخصوص، فلان غذای گرانقیمت را تهیه کند. همین‏طور توان خانم جوانی که مشغول درس است محدود است و هر توقعی که از او هست، باید در محدوده امکانات و ظرفیت او باشد.

 

همسر

توقعات هماهنگ با حفظ مصلحت زندگی خانوادگی باشد:

توقع همسران از یکدیگر نباید اساس زندگی مشترک را متزلزل کند. مثلاً آیا اینکه زن و مرد از هم انتظار داشته باشند که هر کدام همه پیوندهای  خود را با پدر و مادر و دیگران قطع کنند، به صلاح زندگی مشترک آنها است؟ یکی از مشکلات رایج همسران جوان، قطع رابطه با وابستگان است. ازدواج فقط پیوند با یک نفر نیست، بلکه در پی یک ازدواج دو خانواده به هم مربوط می‏شوند. همسران جوان نسبت به همه این افراد وظایفی دارند و قطع رابطه با آنها به مصلحت‏شان نیست.همسران باید نیاز روحی یکدیگر را جهت حفظ رابطه با خویشاوندان درک کنند.

زن باید خسیس باشد!

در زمینه اقتصاد خانواده هم چون معمولا مرد مدیریت اقتصادی خانواده (تامین درآمد زندگی) و زن خط‏سازی اقتصادی (تعریف و تعیین هزینه‏های زندگی) را به عهده دارند، هر توقع مالی آنها باید در راستای مصلحت خانواده باشد. روایتی هست که می‏گوید خسیس بودن برای مرد عیب بزرگ و برای زن، خوبی بزرگی است. چون مرد در آمد را صرف خانواده می‏کند و اگر خسیس باشد، خانواده به سختی می‏افتد، اما زن هزینه‏سازی را به عهده دارد و اگر بخواهد گشاده دستی کند، همسر به سختی می‏افتد. هر گونه توقع نابجایی فشار بر سر همسر را در پی دارد، فشاری که خود را در حوزه‏های مختلف زندگی مثل تربیت فرزند، نشان خواهد داد.

مقایسه زندگی خود با دیگران بدون در نظر گرفتن سطح امکانات همسر تنها این نگرش را برای همسر به وجود می اورد که شما شرایط او را درک نمی کنید و ممکن است در او نوعی مقاومت به وجود آورد

روش کنار آمدن با نصیحت‏های مادرشوهر

برخی مادران همسر  ندانسته یا ناخواسته در زندگی فرزندشان دخالت می‏کنند و زندگی آنها را با مشکلات جدی مواجه می‏کنند. اگر چه این مادران نیت خیری دارند اما دردسرهایی هم ایجاد می‏کنند که در زیر یک روش عملی برای مقابله با این دردسرها برایتان شرح داده شده است. "مادر شوهر من مدام در حال نصیحت کردن من است و به خاطر هر مشکلی که پیش بیاید آماده است تا فوری مرا سرزنش کند.  چطور می‏توانم مودبانه به مادرشوهرم بگویم که نظراتش را برای خودش نگه دارد؟"

همان‏طور که احتمالاً خودتان کشف کرده‏اید، برای گفتن این موضوع هیچ راه مودبانه‏ای وجود ندارد. هر چه بگویید به صورت انتقاد تلقی خواهد شد و در تحکیم روابط خانوادگی اثری نخواهد داشت. خانمی که شوهر شما را بزرگ کرده است حالا اوقات سختی را می‏گذراند چرا که دیگر محور زندگی پسرش محسوب نمی‏شود. شما مایلید که او احترام بیشتری برایتان قائل شود و اینقدر با انتقادات بیجایش شما را نرنجاند. به خاطر احساس رنجشی که از او در دل دارید سرزنش‏تان نمی‏کنیم. اما شما نه می‏توانید در این رویارویی برنده شوید و نه می‏توانید رفتار او را عوض کنید، پس به شما پیشنهاد می‏کنیم که نصایح او را بشنوید و لبخند بزنید. هر گونه اختلافی شوهر شما را به طرز زجرآوری مابین شما و مادرشوهرتان قرار می‏دهد و بعید است که شما بخواهید او رابطه‏اش را با مادرش قطع کند یا رابطه فرزندانتان با مادر بزرگشان تیره و تار شود. گفتن چنین گله و شکایاتی صرفا دید شوهر شما را نسبت به شما تغییر می دهد و راه را برای انتقاد های متقابل او از مادر شما باز می کند. شما باید خوش رفتاری نشان بدهید، به خاطر نصیحتی که به شما می‏کند از او تشکر کنید و موضوع صحبت را عوض کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 5:8 PM  توسط ویدا  | 

مهارت حل مشکلات ارتباطی همسران

مهارت حل مشکلات ارتباطی همسران
علل رضایت و نارضایتی زناشویی را می توان از جنبه های اجتماعی، اقتصادی،فرهنگی و یا روان شناختی مورد بحث و بررسی قرار داد که پرداختن به همه آن ها در این نوشتار امکان پذیر نیست لذا در این جا سعی می گردد این عوامل از جنبه روان شناختی مورد بحث و بررسی قرار گیرند، گرچه باید توجه داشت که این جنبه ها را نمی توان واقعاً از یکدیگر جدا ساخت این جنبه ها در یک تعامل پیچیده با یکدیگر قرار دارند. جنبه روان شناختی نارضایتی زناشویی نیز بحث وسیع و پیچیده ای است که برای سهولت بیان مطلب سعی می شود این موضوع از دو جنبه ارتباطی و شناختی مورد بحث قرار گیرند.
الف ـ جنبه ارتباطی:
طبق یافته های روان شناسی حدود 75% از اوقات روز ما صرف ارتباطات انسانی می شود و بر همین مبنا کیفیت زندگی هر شخص بستگی به کیفیت ارتباطات او با دیگران دارد. ارتباط عامل گسترش روابط صمیمی است. در سطح کاربردی ارتباط به زوج ها اجازه می دهد که مشکلاتشان را مورد بحث قرار داده و حل کنند و موضوعات مهم زندگیشان را مورد بحث و بررسی قرار دهند.
برای مثال همسرانی که نمی توانند در قالب ارتباط صمیمی احساساتشان را برای یکدیگر بروز دهند احتمالاً در جنبه های مختلف زندگی زناشویی دچار مشکل می گردند و یا زوج هایی که قادر نباشند عدم توافق را به توافق تبدیل کنند اغلب گرفتار چرخه ای از گرفتاری های تمام نشدنی می شوند که برای سال ها تکرار می شود.
از جمله مشکلات ارتباطی رایج بین زوج ها می توان به عوامل زیر اشاره کرد:
1ـ حق به جانب بودن: وقتی که یک زوج یا هر دو معتقد باشند؛ حق با آن هاست و از دیدگاه خود حق را به خود بدهند این موضوع در ایجاد ارتباط مشکل ایجاد می کند.
2ـ تعصب در شنیدن: برخی از زن و شوهر ها آنچه را می خواهند بگویند بازگو می کنند و هیچ توجهی به آنچه گفته می شود ندارند فقط منتظر می مانند تا صحبت دیگری تمام شود، بلافاصله شروع به صحبت می کند و این موضوع در ارتباط زوج ها مشکل ایجاد می کند.
3ـ تکرار شکایت: این روش به زوج هایی مربوط می شود که به تکرار یک شکایت ادامه می دهند بدون این که نسبت به حرف های همسر خود توجه داشته باشند، در نتیجه گفت و گو به جایی نمی رسد و ارتباط بین زوج ها به هم می خورد.
4ـ شکایت متقاطع: این روش نیز به زوج هایی مربوط می شود که با شکایت خود به شکایت طرف مقابل پاسخ می دهند، مثال: «زن» ای کاش برای سینما اینقدر ولخرجی نمی کردی، شوهر: خوب ای کاش تو هم هر هفته دوستانت را دعوت نمی کردی. شکایت متقاطع یک واکنش تدافعی به شکایت طرف مقابل می باشد نه تلاش برای حل مشکل.
5ـ پیام های متضاد: این شکل ارتباط وقتی است که پیام های کلامی و غیر کلامی دارای دو معنی متضاد باشند. به عنوان مثال مرد در حالی که مشغول تماشای تلویزیون است، زنش را تشویق می کند به صحبت خود ادامه دهد. به عبارتی رفتار غیر کلامی فرد، (تماشای تلویزیون) رفتار کلامی (درخواست صحبت) او را نقص می کند.
6ـ زخم زبان: زخم زبان یک پیام متضاد می باشد که در بردارنده بیانی مثبت همواره با یک انتقاد در خاتمه آن است، به عنوان مثال: «مطمئن هستم که تو می خواهی وقت زیادی را در حال حاضر با من صرف کنی اما در طول پنج سال گذشته این کار را نکردیم».
7ـ استفاده از پیام های مبتنی بر «شما» به جای پیام های مبتنی بر «من» یکی دیگر از مشکلات ارتباطی رایج بین زوجین استفاده مکرر از پیام های مبتنی بر «شما» است در پیام مبتنی بر «شما» یکی از زوجین طرف دیگر را هدف اتهام قرار می کند لذا موجب حالت تدافعی و تهاجمی در همسر خود می شود، اما در پیام مبتنی بر «من» فرد فقط احساس یا فکر خود را بدون متهم ساختن دیگری مطرح می سازد یک پیام مبتنی بر «من» مانند «من وقتی می بینم ظرف های کثیف روی هم انباشته شده اند ناراحت می شوم.» احتمالاً خیلی بهتر از این پیام مبتنی بر «شما» است که گفته شود «شما آدم بی عرضه و بی توجهی هستید» همانطور که قبلاً اشاره کردیم موارد فوق از رایج ترین مشکلات ارتباطی بین زوجین هستند» که متأسفانه اکثر زوج ها با گرفتار شدن در دام این شیوه های ارتباطی موجب می شوند اطلاعات کمی بین آن ها رد و بدل شود و بنابر این احتمال سوء تفاهم افزایش پیدا می کند و باعث اختلال در روابط زناشویی می گردد. یک نکته مهم در ارتباط این است که زوج ها باید بدانند که ارتباط مجموعه ای است از مهارت هایی که می توانند یاد گرفته شوند.
درک دیدگاه دیگران
به عنوان مثال یک مهارت ارتباطی مثبت که می تواند به بهبود ارتباط زناشویی کمک کند مهارت «دیدگاه گیری» یا درک دیدگاه دیگران است. این مهارت به معنای ساده از ما می خواهد که نقطه نظرات و افکار دیگران را درک کنیم و هوشمندانه خود را به جای دیگران قرار دهیم. اکثر زوج هایی که به مشاوره مراجعه می کنند معتقدند که آنها هر کاری را که برای خوشبختی همسر و خانواده خود لازم بوده انجام داده اند و تمام اعمال و فعالیت های خود را در جهت خوشبختی و رضایت همسر و خانواده خود می دانند و این در حالی است که طرف مقابل درست عکس این مطلب را معتقد است.
چرا چنین اتفاقی می افتد؟ پاسخ این است که چنین همسرانی قادر به درک دیدگاه همدیگر نیستند. آنها همچون کودکان خردسال فقط قادرند از دیدگاه خود مسائل را ببینند و به همین دلیل هیچ وقت قادر به درک یکدیگر نمی باشند. تحقیقات نشان می دهد که در ازدواج های ناموفق اغلب یکی از زوجین از درک دیدگه دیگران عاجز است.
ب ـ جنبه های شناختی نارضایتی زناشویی:
از بین الگو هایی که مورد تعیین نحوه اثرگذاری شناخت های زوجین بر روابط زناشویی مطرح شده اند 2 نوع اختلال بیش از همه حائز اهمیت است.
1ـ سوء تعبیر منجر به نارضایتی زناشویی می شود.
سوء تعبیر یک عامل شناختی است که می تواند منجر به نارضایتی زناشویی گردد و زمانی ایجاد می شود که زن و یا شوهر تصور مخدوشی از همسرش در ذهن دارد. این تصویر مخدوش به سهم خود شرایطی را فراهم می سازد که زن یا شوهر رفتار و گفتار همسرش را بد تعبیر کرده و انگیزه های نامناسبی را به آن نسبت می دهد.
«پیش داوری» یکی دیگر از پدیده های شناختی است که می تواند موجب بروز مشکلاتی در روابط زناشویی گردد مثلاً در ذهن خوانی که نوعی پیش داوری است یکی از زوجین پیوسته بر اساس درک شخصی نسبت به طرف متقابل واکنش نشان می دهد. در همین ارتباط یکی از اشتباهات رایج زن و مرد این است که خیال می کنند که همسرشان باید علم غیب داشته باشد. «زنم باید بداند که من از خودخواهی خوشم نمی آید» یا «شوهرم باید بداند که من از او توقع دارم به دیدار پدر و مادرم برود».
2ـ باورها و انتظارات غیر منطقی ایجاد اختلال در روابط زناشویی می کند. انتظارات بی جای زن و شوهر از یکدیگر از عوامل مهم ایجاد اختلال در روابط زناشویی است.
یکی از دلایل ایجاد انتظارات بی جا عدم شناخت زوجین از ویژگی های شخصیتی، امکانات و توانایی های یکدیگر است. لذا زن و شوهر با انتظارات بی جا و غیر منطقی وارد زندگی زناشویی می گردند و این بزودی منجر به بروز مشکلاتی در رابطه بین آن ها می گردد.
تفکرات و باورهای غیر منطقی زوجین از عوامل بسیار مهم بروز نارضایتی زناشویی می باشد از عمده ترین تفکرات غیر منطقی که می تواند منجر به اختلال در زناشویی همسران گردد می توان به تفکر «حکم کنندگی»، «نیازمندی» و «ناشکیبایی» اشاره نمود.
1ـ تفکر غیر منطقی «حکم کنندگی»:
تفکر «حکم کنندگی» وقتی است که افراد در روابط خود با دیگران بر «بایدها» و «الزاما» تاکید بیش از اندازه دارند این نوع تفکر در عبارت «باید» یا «بایستی» که زن و شوهر در روابط خود به طور کلی و با همسر به طور اخص به کار می برند نشان داده می شود مانند «همسر من باید نسبت به خواسته های من حساس باشد یا من باید رفتار همسرم را تحت کنترل داشته باشم.» هرگاه زوجین چنین حکم هایی درباره خود یا دیگری داشته باشند به احتمال زیاد در روابط خود مضطرب و افسرده می شوند. و خود را در راه رسیدن به اهدافی مثل موفقیت کامل یا تسلط بر دیگران ناتوان می بینند و این مساله باعث بروز اختلال در روابط زناشویی می گردد.
2ـ تفکر غیر منطقی نیازمندی
مردم اغلب به خود تلقین می کنند که برای داشتن زندگی شاد و احساسات خوب لازم است که امور و رویدادها بر وفق مراد آن ها باشد تفکر غیر منطقی «نیازمندی» در زن و شوهرهایی مشاهده می گردد که فکر می کنند برای خوشبختی لازم است که همیشه از دیگران به ویژه همسر خود احترام کاملی دریافت کنند و اگر این احترام کامل دریافت نشود موجب افسردگی و گوشه گیری آن ها خواهد شد.
به عنوان مثال زنی ممکن است خطاب به همسر خود بگوید: «من وقتی احساس رضایت و شادمانی می کنم که تو کاملاً به من احترام بگذاری» آنچه این افراد نمی توانند در نظر بگیرند این است که پس از شکست در یافتن چنین رابطه ای، احساس بی ارزشی می کنند زیرا آن ها مورد توجه کامل واقع شدن را با ارزشنمدی برابر می دانند.
3ـ تفکر غیر منطقی ناشکیبایی
مردم اغلب به خود تلقین می کنند که قادر به تحمل مشکلات زندگی نیستند این طرز تفکر معمولاً در قالب جملاتی مانند «غیر قابل تحمل است» آشکار می شود. به عنوان مثال زن ممکن است بگوید: «این مساله آن قدر ناراحت کننده» است که من به هیچ وجه نمی توانم آن را تحمل کنم یا «تحمل این مساله در توان من نیست» زوج هایی که تحمل کمی در مقابل ناکامی دارند اغلب فکر می کنند برای همیشه قربانی شده اند جملاتی مانند «همسرم باعث تلخی زندگی من گردیده است.» زوج ها با این طرز تفکر که رابطه باید آرام و به دور از هر مشکلی باشد یا «او نمی گذارد من خواسته هایم را دنبال کنم» بیانگر این تحمل کم در زوجین می باشد. احساس کاذب ناشکیبایی در خود به وجود می آورند و به مشکلات در رابطه دامن می زنند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 5:7 PM  توسط ویدا  | 

خیانت درروابط زناشویی

خیانت

خیانت خللی در اعتماد است که بر نبود وفاداری به یک تعهد اخلاقی نسبت به یک شریک، دلالت دارد. خیانت، معمولاً به خیانت جنسی اشاره می‌کند، اگرچه بعضی افراد به ویژه زنان، یک رابطه شدید عاطفی را به عنوان یک گرفتاری خائنانه خارج از حیطه زناشویی می‌دانند، حتی زمانی که هیچ ارتباط فیزیکی وجود نداشته باشد. خلاصه بگوییم، خیانت یک احساس یا رفتار است که برخلاف انتظارات یک شریک برای انحصاری بودن رابطه است. (جی­مالا مدیتیل، 2008)

بررسی خیانت

مطالعه عملی تمایلات جنسی با مشکل یافتن یک اصطلاح بی طرف برای توصیف رفتاری که احساسات اخلاقی قوی را استنباط کند روبه رو است. EMS مخفف سکس خارج زناشویی[1] یک توافق رایج مورد استفاده مقاله‌های عملی است.

فیلیپ بلومسنین و پیپراسچوارتز (1983) واژه غیرداورانه، چند همسری[2] را به کار برده اند که این واژه را برای زوجین متاهل و هم خوابه، ناهمجنس خواه و همجنس خواه که رابطه جنسی خارج از پیوند زناشویی دارند به کار بسته اند.

گرچه یک شریک ازدواج نکرده ممکن است یک رابطه زناکارانه با فرد متاهل داشته باشد، تنها افراد متاهل رابطه جنسی خارج از زناشویی دارند.

افراد متاهل که شرکای جنسی متعدد یا ثانوی دارند به عنوان افرادی که رابطه جنسی خارج از زناشویی داشته اند در نظر گرفته می‌شوند. صحت اطلاعات جنسی بستگی به صداقت و یادآوری پاسخ دهندگان دارد.

افراد در به یادآوردن فعالیت‌های جنسی، مربوط به گذشته دور مشکل دارند.

همچنین به خاطر این که خیانت جنسی چیزی است که کارشناسان بررسی کننده آن را به عنوان رفتار حساسی توصیف می‌کنند ممکن است که افراد برای اعتراف خیانت‌ها ناراحت یا شرمنده شوند، بخصوص اگر خیانت واقعاً ویژگی و خصوصیت عادی آنها نباشد.

این سوگیری گزارش می‌تواند به این معنی باشد که تحقیق برآوردهای روابط جنسی خارج از زناشویی و شرکای جنسی خیلی کم بیان و بررسی شده است.

منتقدین بررسی‌های جنسی، روایی داده‌ها را مورد سؤال و تردید قرار داده اند. (جی­مالا، مدیتل، 2008)

رابطه جنسی ثانویه شبیه چیست؟

سوای از مطالعاتی که در مورد روابط جنسی به طور تجاری شده، در مورد شرکای جنسی ثانویه مطالعاتی صورت نگرفته، محققان آمریکایی یافته اند که افراد متاهل، همخوابه‌ها، و اشخاصی که رابطه دارند شرکای ثانویه ای انتخاب می‌کنند که خیلی شبیه به همسرشان، شریک همخوابشان یا روابط معمولشان است. در مقایسه شریک معمولشان، شرکای جنسی ثانویه زنان به احتمال بیشتری دانشگاه را به اتمام رسانیده اند. شرکای ثانویه مردان به احتمال بیشتری نسبت به شریک اولیه در موردی تحقیق کرده، عقیدشان این است که آنها شاید جوان تر هستند. اگر دو نوع شریک جنسی کاملاً شبیه به هم هستند، این به این دلیل است که افراد شرکای جنسی اولیه و ثانویه شان را در جهان مادی که آنها ساکن هستند یافته اند. برای اطمینان، مردان متاهل و همخوابه به احتمال کمتری شریک جنسی ثانویه شان را از طریق دوستان و اعضای خانواده ملاقات می‌کنند.

به احتمال بیشتری آنها در محل کار با خودشان آشنا می‌شوند. این مفهوم بیانگر این مطلب است که مردان شریک جنسی ثانویه را خارج از چشم همسر، خانواده و دوستان ملاقات می‌کنند. (جی­مالا، مدیتل، 2008)

اگرچه نقص وفاداری ممکن است به ازدواج آسیب رساند، شرکای جنسی ثانویه معمولاً شخص اولیه را کنار نمی‌زند. بعضی از روابط نامشروع جنسی خیلی بادوام هستند اما بیشتر روابط جنسی ثانویه از عمر کوتاه و زودگذر برخوردار می‌باشند. بسیاری از افراد حتی انتظار اینکه با شریک ثانویه باردیگر روابط جنسی داشته باشند ندارند. در حقیقت حداقل زنان، در روابط ثانویه به نسبت روابط اولیه رضایت جنسی ندارند. این ممکن است این حقیقت را نشان بدهد که روابط جنسی ثانویه اغلب یک رابطه کوتاه مدت هستند. مردان و زنان در روابط کوتاه مدت از نظر جنسی، عاطفی و جسمی‌به نسبت افراد متاهل و اشخاص همخوابه رضایت کمتری دارند. البته، تمرین‌های جنسی بین روابط کوتاه مدت و بلندمدت متفاوت است. روابط جنسی کوتاه مدت بوسیله استفاده بیشتر از کاندوم، سکس دهانی، و استفاده بیشتر از الکل از روابط بلند مدت، همخوابه‌ها و ازدواج تشخیص داده می‌شود.

- پنهان کاری و احتیاط دو خصیصه خیانت جنسی می‌باشد، به عنوان مثال در رابطه جنسی خارج از حیطه زناشویی، فرد به درگیر شدن روابط پنهانی خارج از چارچوب و نیرنگ‌های پیچیده برای سرپوش گذاشتن به غیبت‌هایش در خانه متوسل می‌شود. اگرچه بعضی از افراد رابطه عشقی هیجان انگیزی را تجربه می‌کنند و اما عده ای درگیر اضطراب و گناه را تجربه می‌کند.

تاثیرات فیزیولوژیک یک رابطۀ نامشروع

تحت تأثیر ترشح آدرنالین و سایر هرمون‌های تنش- وابسته به درون سیستم اعصاب سمپاتیک بدن، حالت برانگیختگی شدیدی ایجاد می‌شود و فرد مدام گوش به زنگ علائم کجروی همسر عهد شکن می‌باشد. حالت اضطراب و بی قراری مضمن مانع از آن می‌شود که فرد خواب راحتی داشته باشد و فکر و خیال پیش از حد، فرد را از پا در می‌آورد. هنگام خواب، کیفیت رویاها هولناک­تر و وحشتناک تر می‌شود. بنابه گفته آبرام کاردینو[3] در توصیف اثرات نور و فیزیولوژیک[4] ضربه روحی « کل دستگاهی که فعالیت‌های منظم، هماهنگ و هدفمند بر عهدۀ آن می‌باشد، به هم می ریزد ».

طیف احساسات عاطفی و جسمانی فرد محدودتر می‌گردد و فرد اشتیاق و علاقۀ خود را به روابط و فعالیت‌هایی که تا این زمان در او انگیزش و لذت ایجاد می‌کرد از دست می‌دهد.

تاثیر روانشناختی روابط نامشروع

همسر زخم خورده ممکن است دچار نه ضایع یا احساس فقدان شود که همگی پیرامون محور یک ضایعه بینایی- ؟؟؟ فقدان و از دست رفتن شریک زندگی- دور می‌زند و آن ضایعۀ از دست دادن خویش است. ممکن است تشخیص این نوع فقدان که به اشکال مختلفی رخ می‌نماید، دشتوار باشد، زیرا هیچیک ملموس و اشکار نیستند.

1. فرد هویت خود را از دست می‌دهد.

2. احساس استثنایی بودن را از دست می‌دهد.

3. عزت نفس خود را در ازای خوار کردن خود و قربانی کردن ارزشهای بنیادی برای باز پس گرفتن همسر از دست می‌دهد.

4. به این جهت که نتوانسته به خود بقبولاند که نسبت به او بی انصافی شده، اعتماد به نفس خود را از دست داده است.

5. کنترل بر افکار و اعمال خود را از دست می‌دهد.

6. حس ذاتی خود را در مورد نظم و عدالت در دنیا از دست می‌دهد.

7. ایمان مذهبی خود را از دست می‌دهد.

8. ارتباط با دیگران را از دست می‌دهد.

9. عزم و اراده- حتی اراده به زندگی کردن را از دست می‌دهد.

دلایل یا منشاء خیانت چیست؟

تفاوت‌های جنسی در حالت‌ها و رفتار جنسی قابل ملاحظه است.در مقایسه با مردان زنان کمتر پذیرای تجربه جنسی وسیع، مقاربت‌های خارج از ازدواج و رابطه جنسی تصادفی خارج از یک رابطه متعهد هستند. رفتار جنسی با ارزش‌های جنسی متناسب دارد. زنان کمتر از شوهران احتمال درگیرشدن در یک رابطه جنسی خارج از ازدواج را دارند. (جی­مالا، مدیتل، 2008)

ظاهراً، این مسئله به طرز وسیعی به حالت‌ها مربوط است (کنترل کردن سهولت ارزشهای جنسی و دفعات تفکرات جنسی به طور وسیعی، نقش تفاوت جنسی را در احتمال وقوع خیانت جنسی حذف کرد) اگرچه مردان خواهان رابطه جنسی بدون تعهد عاطفی هستند زنان، ارتباط عاطفی را پیش شرطی برای رابطه‌ی جنسی می‌دانند. بنابراین؛ زنان بیشتر از مردان، خیانت را تهدیدی برای ازدواج میدانند زمانی که در مورد تصدیق کردن رابطه جنسی خارج از ازدواج، سؤال پرسیده می‌شود زنان بیشتر از مردان در مورد عاشق شدن حرف می‌زنند و کمتر از مردان در مورد رضایت جنسی. (جی­مالا، مدیتل، 2008)

توضیح برای تفاوت جنسی در رفتار جنسی یک بحث تکاملی را به وجود می‌آورد به لحاظ ژنتیکی مردان زمانی احساس افتخار می‌کنند که زنان زیادی را از نظر جنسی ارضا کنند اما برعکس، زنان زمانی این احساس را دارند که در کنار مردانی که به تربیت فرزند علاقه دارند فرزنداشنان را تربیت کنند. به نظر می‌رسد مردان و زنان، الگوی اعتقادی و رفتاریشان در اواخر نوجوانی و اوایل بزرگسالی پایه گذار می‌شوند. در اولین سالهای نوجوانی، گروه‌های همسالان دختران، در حال تقویت هنجارهای حسی تک همسری هستند. حتی در بزرگسالی حالات جنسی بازهم ارزش‌های جامعه ای که شخص در آن بزرگ شده را نشان می‌دهند. تجربه‌های ابتدایی، رفتار بعدی را پیش بینی می‌کنند. باتوجه به داده‌های بررسی‌های فرانسوی، اولین معاشرت، هرچه سن پایینتر باشد، احتمال اینکه شخصی از یک رابطه زوجی، شرکای جنسی متعدد داشته باشد بیشتر است. در ایالات متحده داشتن شرکای جنسی بیشتر، قبل از اولین ازدواج یا هم خانگی، احتمال خیانت را بیشتر می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهند که سبک زندگی جنسی قبل از ازدواج احتمال خیانت را در ازدواج تعیین می‌کنند. افرادی که به شدت با رابطه‌ی جنسی خارج از ازدواج مخالفت می‌کنند، احتمال ندارد که بی وفا باشند، افرادی که به مسایل مذهبی توجه دارند کمتر درگیر خیانت می‌شوند، حتی زمانی که ارزش‌های جنسی شخصی در نظر گرفته نمی‌شوند. متعلق بودن به یک جامعه که پشتیبان وفاداری جنسی است به نظر می‌رسد که شخص را در رابطه جنسی خارج از ازدواج دلسرد می‌کند عوامل دیگری نیز در این مسئله دخیل هستند که ما در اینجا به تعدادی از مهمترین آنها اشاره می‌کنیم. (جی­مالا، مدیتل، 2008)

1. نارضایتی از روابط عاطفی و عدم صمیمیت میان زوجین

در میان برخی از زوجین به مرور زمان یک نوع جدایی عاطفی و روابط کور به وجود می‌آید و راحت تر به جدایی عاطفی تن می‌دهند. تحریک نشدن و عدم کنجکاوی نسبت به مسائل فردی دیگر موجب می‌شود فرصت ایجاد روابط جدید جنسی و سایر روابط عاطفی و گشودن راه‌های جدید بین دو زوج پیش نیاید و در این میان، زوجین برای رسیدن به رابطه عاطفی مناسب و ارضای احساسات و عواطف ممکن است به روابط نامشروع روی آورند. (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

مهمترین انگیزۀ زن و مرد متأهلی که به سوی روابط نامشروعی روی می‌آورند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است. (گلسر ویلیام، ذکر نشده).

2. نارضایتی از رابطه جنسی

بعضی زوج‌ها در این موارد از رو به رو شدن با مشکلی که دارند، می‌گریزند و به درمان آن نمی‌پردازند. نبودن میل جنسی، ناکارآمدی جنسی مانند ناتوانی در روابط جنسی مطلوب و زود انزالی به طور مزمن امتناع از عشق­بازی و رفتار جنسی، عدم تحریک پذیری جنسی، دیر ارضاء شدن.

عدم توانایی در اظهار عشق جسمی‌و عاطفی مسائلی هستند، که بیشتر مطرح می‌شوند. در این موارد زوجین به جای درمان مشکل موجود در رابطه‌ی جنسیشان به دلیل ناآگاهی یا احساس شرم و یا دلایل دیگر، مشکل را حل نشده رها کرده و نیاز خود را با ایجاد رابطه­ی نامشروع جبران می‌کنند. (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

3. تنوع طلبی

عده ای از افراد معتقدند که انسان در مدت طولانی نمی‌تواند روابط جنسی خود را به شکل تک همسری ادامه دهد و وفاداری به همسر یک عقیده‌ی غیرعادلانه و قدیمی‌است. بنابراین می‌توان گفت در بعضی موارد، چیزی که به یک رابطه نامشروع عشقی می‌انجامد، نیاز به تجربه‌ی شور و عشق زیاد و میل به

- تجربه کردن یک رابطه‌ی جنسی جدید و ممنوع می‌باشد.

4. انتقام جویی از همسر بی وفا:

 زمانی است که یکی از زوج­ها دارای رابطه نامشروع است و زوج قربانی برای برانگیختن حس حسادت و انتقام جویی از همسرش به رابطه نامشروع روی می‌آورند.

همسری که مورد بی وفایی قرار می‌گیرد، احساس اجحاف شدید می‌کند. چنین احساسی افکار مختلفی را به ذهن می‌آورد. واکنش‌های مختلفی را می‌تواند به همراه داشته باشد که گاهی اوقات نیز افکاری در ارتباط با گرفتن انتقام و مقابله به مثل به ذهن همسری که موردی بی وفایی قرارگرفته، خطور می‌نماید. (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

5. دنبال کردن خط زمان

معمولاً رابطه‌ی نامشروع حاصل از تأثیرات سوء یک واقعه منفرد نیست بلکه چندین رخداد همزمان در این امر دخالت داشته است و اینگونه می‌شود که با دست به دست دادن آنها میدان برای تاخت و تاز شخص ثالثی به اسم معشوق باز می‌شود.

تشخیص وقایع سرنوشت ساز زندگی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در برقراری رابطه نامشروع دخالت داشته است و می‌تواند به شما کمک کند دلیل این پیشامد را بهتر درک نموده برای جلوگیری از تکرار آن اعتماد به نفس لازم را پیدا کنید.

منظور از وقایع سرنوشت ساز زندگی، بحران‌های شخصی یا سایر شرایط تنش زایی است که به عدم تعادل عاطفی در درون فرد منجر شده ماهیت رابطه‌ را دگرگون می‌سازد. وقایعی مثل تولید یا مرگ یک عزیز یا تغییر شرایط تندرستی یا مالی- بیماری یا تصادف، تفسیر جایگاه یا وضع اجتماعی، عدم موفقیت شخصی (از دست دادن شغل، نازایی، ورشکستگی)، تحولات زندگی (حاملگی، تولد یک نوزاد یا دور شدن فرزندان برای ادامه تحصیل)، مصرف الکل و مواد مخدر. (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

آیات تفاوت جنسی بر نحوه‌ی نگرش نسبت به رابطه‌ی نامشروع تأثیر دارد؟

1. زن­ها به دنبال همدم هستند و مردها در پی همبازی

زن­ها برای تجربه پیوندی عاطفی که کمبود آن را در رابطه‌ی زناشویی خود حس می‌کنند به رابطه‌ی نامشروع پناه می‌برند. کسی که به احساسات آنها توجه کرده و گفتگویی معنادار را تشویق نماید. زن­ها دوست دارند حرف بزنند و پیوند صمیمی‌از راه تعامل کلامی‌برقرار کنند.

زنان که به راه کج می‌روند، اغلب پیش از درگیری جنسی، دوستی نزدیک با معشوق خود برقرار می‌کنند.

- مردها بیشتر به سمت رابطه نامشروعی گرایش دارند که فاقد دلبستگی عاطفی است آنها بیشتر طرفدار انجام فعالیت‌های پرتحرک جنسی با معشوق خود هستند و از طریق عمل یا بازی غیرکلامی‌خود را با آنان نزدیکتر احساس می‌کنند غالباً این جذابیت فیزیکی و نه نیاز به دوستی با زن دیگر است که مرد را به برقراری رابطه‌ی نامشروع با او می‌کشاند.

2. زن­ها فکر می‌کنند که برقراری رابطه نامشروع وقتی موجه است که برای عشق باشد در حالی که مردها وقتی آن را موجه می‌دانند که برای عشق نباشد. و بر همین اساس توجیحات دو جنس متفاوت است. زن: «اما من دوستش داشتم» مرد: «اما من عاشقش نبودم»

3. زن‌ها از بابت رابطه نامشروع خود احساس پریشانی می‌کنند و مردها از آن لذت می‌برند. به طور کلی زن­ها در مقایسه با مردها تعارض بیشتری در مورد لغزش جنسی خود تجربه می کنند و کمتر احتمال دارد رابطه نامشروع خود را تحت هر شرایطی موجه بدانند (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

آیا تفاوت جنسی بر نحوه‌ی واکنش افراد نسبت به رابطه‌ی نامشروع تاثیر دارد؟

1. زن‌ها سعی دارند رابطه زناشویی خود را حفظ کنند، مردها راه خود را کج کرده متواری می‌شوند.

2. زن­ها زانوی غم بغل می‌گیرند و مردها خونشان به جوش می‌آید. زن «من در مهمترین رابطه موجودم در زندگی شکست خوردم» . مرد: «اگر دستم به معشوق زنم برسد می کشمش».

3. زنان به عنوان «همسفر راه شریک زندگی» و مردان به عنوان معشوق احساس بی کفایتی جنسی می‌کنند. زن‌ها بیشتر از درگیری عاطفی شوهرشان با زنان دیگر و مردها بیشتر از درگیری جنسی زن خود با دیگران دچار تشویق می‌شوند.

4. زن‌ها دائماً در ذهنشان با موضوع کلنجار می‌روند و مردها سرخود را به چیزی دیگر گرم می‌کنند. (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

عمده ترین پیش فرضهایی که خیانت را موّجه می‌دهند کدامند؟

پیش فرض‌هایی درذهن افراد وجود دارد که رفتار زناکارانه آنها را موجه جلوه می‌دهد. برخی از این مفروضات احتمالاً به قبل از زندگی زناشویی بر می‌گردد، و عقاید دور و دراز افراد را نسبت به عشق و تعهد انعکاس می‌دهند بقیه، احتمالاً دلیل تراشی‌هایی است که برای حفظ مناعت طبع، فرونشاندن احساس گناه و صدور مجوزی برای کجروی و انحراف در ذهن جرقه می‌زند. هر قدر بیشتر این دلایل را بیشتر باور داشته باشید، از بابت رفتارشان کمتر احساس عذاب وجدان خواهند کرد. (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

- تا وقتی معشوقم را دوست دارم، رابطه پنهانی ام مجاز است.

- تا وقتی همسرم را دوست ندارم، رابطه پنهانی ام مجاز است.

- چیزی که همسرم از آن خبر ندارد طبعاً ناراحتش هم نمی‌کنم.

- یک عیش یک شبه که حالا لطمه ای به رابطۀ زناشویی آدم نمی‌زند.

- مگر آدم چندبار به دنیا می‌آید. این حق من است که تا جایی که می‌توانم از زندگی ام لذت ببرم به جایی که بر نمی‌خورد.

- رابطه پنهانی ام به نفع همسرم است: از من آدم شادتری می‌سازد پس می‌توانم همسر بهتری برایش باشم.

- عیاشی توی خونمه

- همه مردها ناجنس­اند.

- چرا باید برای اینکه همسرم احساس امنیت یا خوشی کند، نیاز خود را قربانی کنم؟ (اسپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

پیامدهای خیانت چیست؟

اینکه خیانت جنسی چقدر روی روابط تاثیر می‌گذارد، مسائله ای است که نیازمند بررسی بیشتر است. اگرچه ارتباطی ثانوی، گاهی اوقات برای افراد درگیر معنادار است (یعنی برای خیانت خود دلیل دارند و آنرا توجیه می‌کنند). به هر حال، مشاوران ازدواج تصدیق می‌کنند که رابطه جنسی خارج از ازدواج، یک ازدواج را بی ثبات می‌کند. خشونت خانوادگی به عنوان یکی از عواقب حسادت جنسی شناخته شده است، طلاق ممکن است یکی دیگر از این عواقب باشد افراد مطلقه نسبت به افرادی که هنوز مزدوج هستند احتمال بیشتری دارد که در یک زمان معلوم رابطه جنسی خارج از ازدواج داشته اند. متاسفانه، ما دقیقاً نمی‌دانیم که به چه میزان مشکلات شخصی یا زناشویی، منجر به خیانت یا طلاق می‌شود. کوتاه بگوییم، ما دقیقاً نمی‌دانیم که خیانت جنسی چقدر می‌تواند به عنوان دلیلی برای طلاق، اهمیت داشته باشد.

از نظر تئوری، طلاق به عنوان عاملی برای تضعیف یک ازدواج به حساب می‌آید. روابط جنسی، زمان، انرژی و پول را در یک رابطه‌ی ازدواجی، هدر می‌دهد. شاید به خاطر اینکه زنان درگیر یک رابطه احساسی می‌شوند، احتمال بیشتری وجود دارد که ازدواجشان به طلاق منجر شود و با شخص دیگری رابطه‌ی جدیدی را شروع کنند. فقط شاخص طولی که اشخاص را در طول زمان موردمطالعه قرار داده، می‌تواند روابط علّی را توضیح دهد این تصور که خیانت بر طلاق منجر می‌شود، بر پایه استنتاج‌های دقیق استوار است. فقط 15درصد افرادی که به تازگی در ایالات متحده طلاق گرفته اند اقرار کرده اند، که با شخص دیگری، قبل از اینکه ازدواجشان به پایان برسد، رابطه جنسی داشته اند، 40 درصد آنها همسر سابق خود را به رابطه داشتن با شخص دیگر متهم کردند. کاملاً مشخص نیست که این رابطه خارج از حیطه زناشویی، باعث طلاق شده یا اینکه زمانی شروع شده اند که افراد تصمیم به طلاق گرفتن کرده اند. (جی­مالا، مدیتل، 2008)

زمانی که بچه ها حظور دارند تاًثیر منفی آشفتگی و پریشانی والدین آنها مکرراً پیامد های معکوس و متضادی برای آنها به دنبال دارد.پیامدهایی چون افزایش احتمال افسردگی یا کناره گیری، کارکرد اجتماعی گسسته، تحصیلات آکادمی ضعیف و ناقص و گستره وسیعی از مشکلات وابسته به عمل و رفتار را دارد.

درمان

پیشنهادهای درمانی دکتر هارلی

رهنمودهای اتمام سریع بی­وفایی: جدایی کامل از محبوب

1. همسر بی­وفا باید هرگونه اطلاعات درباره ی بی وفایی را به همسرش گزارش دهد.

2. همسر بی وفا باید تعهد دهد که دیگر با شخص موردنظر هیچ گونه ارتباطی نداشته باشد، یعنی نه مکالمه ی تلفنی داشته باشد نه از طریق نامه ارتباط داشته باشد و نه او را ببیند.

جدایی و قطع ارتباط کامل نه تنها مانع گسترش ارتباط می‌شود، بلکه به همسر خیانت دیده نشان میدهد که همسرش در این مورد قاطع است.

بدون جدایی و قطع ارتباط کامل ارتباط، بهبود از وضعیت بحرانی غیرممکن است. بی‌وفایی اعتیادی بسیار نیرومند است.

اشتیاق بودن با محبوب ممکن است به قدری شدید باشد که واقعیت عمیقی فرصت عرض اندام نداشته باشد، و همسر و فرزندان شخص از چنین شیوه ی رفتاری بی رحمانه ای به شدت آسیب می‌بیند. تنها چیزی که برای شخص اهمیت دارد، بودن در کنار محبوب است و همین نشانه ی اعتیاد است. شباهت میان اعتیاد به مواد و بی وفایی قابل توجه است. در هر دو مورد، اولین گام به سوی بهبود، پذیرفتن این واقعیت است که اعتیاد عاملی آسیب زا است که به خود شخص، خانواده، و اطرافیانش صدمه می‌زند. پس از آن، درک نیاز به ترک چنین اعتیادی است و قدم آخر تحمل رنج ناشی از عوارض اجتناب از اعتیاد.(هارلی، ویلیارد.اف،1998)

احتیاط­های ویژه برای تضمین یا قطع ارتباط

- تغییر شغل و محل کار

اغلب همسران بی وفا تصور نمی‌کنند به تغییر شغل یا محل کارشان نیاز دارند آنها خیال می‌کنند قادر به کنترل خودشان هستند و احتیاط‌های اضافی ضرورتی ندارد. بدون رعایت این احتیاط­ها خطر بازگشت بی وفایی وجود دارد. باید به هر قیمتی هست از هر گونه ارتباط با محبوب اجتناب شود (گاهی زندگی در مکان قبلی پر از نشانه‌هایی است که فرد را به یاد ارتباط قبلی­اش می‌اندازد).

- مسدود کردن راه هرگونه ارتباط با فرد موردنظر

- کنترل چگونگی گذراندن اوقات در هر زندگی مشترکی تصمیم گیری در مورد چگونگی گذراندن اوقات باید به طور مشترک گرفته شود. هر دو طرف باید در این زمینه به توافق دوجانبه برسند، زیرا چگونگی صرف زمان توسط یکی بر دیگری نیز تاثیر می‌گذارد بنابراین توافق دوجانبه در مورد گذراندن اوقات در زندگی مشترک ضروری است. و هر دو همسر نیاز دارند بدانند که دیگری در آن لحظه کجاست. از آنجا که داشتن ارتباط ثانویه نیازمند داشتن زمانی به دور از چشم همسر است، بنا به این آگاهی از برنامه ی همسر تحت کنترل ضروری است.

- توجه به مسائل مالی: زیرا زندگی ثانویه پنهانی نه تنها به زمان پنهانی، بلکه به پول پنهانی نیز وابسته است.

- گذراندن اوقات فراغت با همدیگر

- احتیاط­های مطرح شده علاوه بر اینکه به زوج­ها در حفظ زندگی مشترکشان کمک می‌کند، به آنها کمک می‌کند تا اوقات بیشتری را با هم باشند و بهتر بتوانند نیازهای یکدیگر را رفع کنند.

برای کمک به همسر خیانت دیده تا بتواند این دوران دردناک تردید و دودلی را پشت سر بگذارد، یعنی زمانی که باید انتظار بکشد تا بی وفایی تمام شود، دو برنامه پیشنهاد می‌شود اگر اولین برنامه (برنامه الف) در قطع ارتباط همسر بی وفا یا فرد موردعلاقه اش کارساز نبود برنامه دوم (برنامه ب) در نظر گرفته می‌شود. این توالی میان دو برنامه ی پیشنهادی، رویکردی حساس را برای کنترل عدم توانایی همسر بی وفا دنبال می‌کند تا او بتواند تصمیم بگیرد و میان همسرش و فرد دوم حاضر در زندگی­اش یکی را انتخاب کند.

برنامه الف: به هر ترتیبی از ابراز خشم، بی احترامی‌و رفتار آمرانه خودداری کنید.

ممکن است برای همسر خیانت دیده این سؤال پیش آید که: چرا باید به احساسات او اهمیت بدهیم؟ او به احساسات من اهمیتی نداده به من خیانت کرد و بارها و بارها به من دروغ گفت.

به چند دلیل همسر خیانت دیده باید این کار را انجام دهد.

- او هم در این میان تا حدودی مسئول بود.

- تمام تلاش فرد برای حفظ و نجات ازدواج (زندگی مشترک) می‌باشد.

- زندگی مشترک میدان مسابقه یا مبارزه نیست با بُرد یکی و باخت دیگری، زندگی مشترک منهدم می‌شود.

اگرچه برنامه الف ساده به نظر می‌رسد، عمل به آن مشکل است. همسر خیانت دیده باید از خشم و عصبانیت، بی احترامی، رفتار آمرانه و پرخاشگری به هر ترتیبی خودداری کند.

همسر خیانت دیده باید تلاش کند تا نیازهای عاطفی مهم همسر بی وفایش را برطرف کند.

البته باید برای برنامه «الف» زمان محدودی را در نظر گرفت زیرا برای صبر و حوصله ی هر شخص محدودیتی وجود دارد و باید همسر خیانت دیده در مورد زمان این برنامه توافق داشته باشد و سعی کند که از انجام هر کاری که باعث آشفتگی همسرش می‌شود اجتناب کند و زمان پیشنهادی برای این برنامه 6 ماه میباشد.

برای اغلب زوج‌ها، برنامه ی الف کارایی دارد. اغلب پیروی از این برنامه به همسر بی وفا کمک می‌کند بتواند برای جدایی از فرد مورد علاقه اش تصمیم قطعی بگیرد.

مزیت دیگر برنامه الف این است که پس از اتمام زمان آن، همسر خیانت دیده خاطرات خوبی از خود به جای می‌گذارد.

برنامه ب) از برقراری ارتباط با همسر بی وفا تا پایان بی وفایی اجتناب کنید.

در این مرحله برنامه ب شروع می‌شود اگر همسر بی وفا ارتباطش را به کل قطع نکند، اجرای برنامه ب کارساز است در این برنامه همسر خیانت دیده از فراهم کردن امکانات برای همسر بی وفایش خودداری می‌کند.

ممکن است این سؤال پیش آید، که آیا این برنامه همسر بی وفا را به سمت ارتباط ثانویه­اش با محبوبش سوق نمی‌دهد؟

آیا این برنامه فرصتی برای افزایش بی وفایی ایجاد نمی‌کند؟

باید پاسخ داده شود که اغلب بی وفایی‌ها بر پایه ی تصورات خیالی و رؤیا پردازانه است و در واقع این روابط از آن جهت خوب و لذت بخش هست که با هم زن و شوهر نیستند و هنوز با مشکلات زندگی مشترک روزمره در کنار یکدیگر برخورد نکرده اند و اغلب پیشنهاد می‌شود که همسر خیانت دیده به جایی برود که توسط اشخاصی که دوستش دارند و به او اهمیت می‌دهند احاطه شود برخورداری از حمایتی قوی اهمیت زیادی دارد. در واقع همسر خیانت دیده نیاز دارد به دور از همسرش و در محیطی حمایتی باشد البته اشخاصی که سرپرستی فرزندانشان را بر عهده دارند اغلب نمی‌توانند به راحتی محل زندگی شان را تغییر دهند. در اینجا فراهم شدن زمینه لازم است همچنین باید از حمایت مالی از همسر بی وفا اجتناب شود. به طور کلی برنامه ب به این منظور طرح شده تا همسر بی وفا از نیازهایی که محبوب قادر به برطرف کردن آن نیست آگاه شود. در بعضی موارد همسر بی وفا تشخیص می‌دهد که شخص مورد علاقه اش نمی‌تواند کمبود زندگی زناشویی را جبران کند. گاهی نیز این محبوب است که متوجه می‌شود همسر بی وفا ارزش ادامه ی ارتباط را ندارد. یک رابطه پنهانی سرشار از شور و هیجان است، اما وقتی کار به تجربه ی مشکلات واقعی زندگی می‌رسند، عدم توانایی­شان برای حل مشکلات، شور و لذت آن‌ها را از بین خواهد برد.(هارلی، ویلیارد.اف،1998)

چهار قانون برای هدایت و بهبود زندگی زناشویی

1. قانون حمایت

عامل ناخشنودی همسرتان نباشید از 3 عامل اصلی ناخشنودی در زندگی مشترک که به توفان‌های عشق معروفند اجتناب کنید که عبارتنداز:

 فوران خشم:

خشم همواره دردسرساز است به این ترتیب خشم تان شما را وادار می‌کند به شخصی که تصمیم به حمایتش گرفته اید، آسیب بزنید. خشم به احساسات اهمیت نمی‌دهد و همواره تمایل به تخریب مقصر دارد. تنبیه و تلافی حلال مشکلات نیست و تنها طرف مقابل را به نشان دادن واکنش متقابل وادار می‌کند. بنابراین همسرتان هم شروع به مشکل­سازی و سعی در تخریب شما می‌کند. به یاد داشته باشید وقتی خشم برنده می‌شود عشق از بین می‌رود.

قضاوت نامحترمانه

قضاوت نامحترمانه زمانی رخ می‌دهد که شخص تلاش می‌کند نظام ارزشی و باورهایش را به شخص دیگر تحمیل کند. وقتی همسری تلاش می‌کند دیدگاه خودش را به همسرش تحمیل کند فقط موجب دردسر می‌شود. و زمانی که همسری می‌پندارد دیدگاه خودش درست است و همسرش در اشتباه است و نظر خودش را به او تحمیل می‌کند به ناحیه ی مین گذاری شده قدم گذاشته است.

وقتی تصور کنید حق دارید، حتی مسئوولیت دارید که نظرتان را به همسرتان تحمیل کنید، مشکلات آغاز می‌شوند.

خواسته‌های خودخواهانه

در پشت خواسته‌های خودخواهانه و آمرانه، مفهوم ضمنی تهدید به تنبیه وجود دارد. برای نمونه، اگر به حرفم گوش نکنی، پشیمان می‌شوی. به عبارت دیگر، شما ممکن است از انجام آنچه من می‌خواهم متنفر باشید، اما اگر انجامش ندهید، کاری می‌کنم که از کرده ی خود پشیمان شوید.

2- قانون توجه

مهمترین نیازهای عاطفی همسرتان را برطرف کنید.

بخش اول: مهم ترین نیازهای عاطفی تان را مشخص کنید.

خود و همسرتان دو نسخه از پرسشنامه نیازها نیازهای عاطفی تهیه و تکمیل کنید و پنج نیاز مهم تان را طبق اهمیت طبقه بندی کنید.

بخش دوم

-  تصمیم بگیرید که در برطرف کردن پنج نیاز عاطفی مهم همسرتان کار آمد شوید.

- باتوجه به کیفیت و کمیت‌ها چگونگی برطرف کردن نیازهای عاطفی یکدیگر را کشف کنید.

-  از همسرتان بپرسید دوست دارد چگونه نیازهایش برطرف شوند؟

- به همسرتان بگویید دوست دارید چطور نیازهای شما را برطرف کند.

- روش برطرف کردن نیازهای عاطفی یکدیگر را بیاموزید.

- به جای انتقاد از همسرتان، به او پیشنهادهایی مثبت بدهید.

- توجه داشته باشید رفتار جدید برای برطرف کردن نیازتان مستلزم زمان است.

- پیوسته پس از برطرف شدن نیازهایتان به همسرتان باز خورد مثبت بدهید.

3- قانون زمان

زمانی را برای نشان دادن توجه غیرمشروط به همسرتان تعیین کنید.

بخش اول: زمان اختصاصی

- زمانی را تعیین کنید تا بدون حضور فرزندان، دوستان و اقوام در کنار هم باشید.

- به یکدیگر توجه کامل بدهید

بخش دوم: فعالیت‌ها

- به فعالیت‌هایی بپردازید که مهمترین نیازهایتان را برطرف می‌کنند.

- اولویت را به فعالیت‌های مفرح با هم بودن دهید.

- فعالیت‌های مفرحی انتخاب کنید که برای هردوی شما لذت بخش باشد.

بخش سوم: مقدار زمان

- دست کم پانزده ساعت در هفته را برنامه ریزی کنید تا در کنار هم باشید و به هم توجه کامل داشته باشید.

- بر موانع مالی که موجب می‌شود به یکدیگر توجه کامل نشان ندهید، غلبه کنید.

- اولویت‌های مالی تان را تنظیم کنید.

- خلاق باشید و فعالیت‌های مفرح ارزان انتخاب کنید.

- از شخصی برای نگهداری از فرزندانتان در زمانی که با هم هستید، کمک بگیرید.

4. قانون صداقت

به طور کامل با همسرتان صادق باشید.

- صداقت عاطفی: احساساتتان را چه مثبت و چه منفی نسبت به حوادث زندگی و رفتار همسرتان آشکار کنید.

- درباره­ی گذشته و تاریخچه ی زندگی تان به او اطلاعات بدهید.

- همسرتان را از حوادث روزانه و فعالیت‌هایتان آگاه کنید.

صداقت در مورد آینده

افکار و برنامه‌هایتان را در مورد فعالیت‌ها و طرح‌های آینده با همسرتان در میان بگذارید.

در بیان احساساتتان استمرار داشته باشید و اگر احساس می‌کنید، اوضاع بهبود نیافته است نارضایتی تان را دوباره اعلام کنید.

کنار هم نهادن این چهار قانون باعث خلق شیوه ای از زندگی می‌شود که عشق دوجانبه را تضمین می‌کند و از بی وفایی جلوگیری می‌کند.(هارلی، ویلیارد.اف،1998)

آزردگی را کنترل و اعتماد را بازسازی کنید

چگونه آزردگی را کنترل کنیم و بر آن چیره شویم

- اجازه دهید زمان خاطراتی را که موجب تحریک احساس آزردگی می‌شود، کم رنگ کند (حدود دو سال)

- از زندگی کردن با اشتباهات گذشته بپرهیزید و به زمان حال و آینده تمرکز کنید.

در زمان حال نیز به شدت از یادآوری خاطرات گذشته اجتناب کنید.

- از آزردگی به عنوان وسیله ای برای گرفتن امتیاز از همسرتان و رسیدن به خواسته‌تان خودداری کنید

بازسازی اعتماد

فقدان اعتماد عامل اساسی بروز واکنش‌های هیجانی است همسر خیانت دیده پس از کشف بی وفایی، نه تنها به هر دلیلی از بی وفایی همسرش احساس آزردگی می‌کند، بلکه احساس می‌کند دیگر هرگز قادر به اعتماد کردن به او نیست. اعتماد داشتن یعنی این باور که همسرتان با ما صادق است و به احساساتمان اهمیت می‌دهد.

به عبارت دیگر، اعتماد فرض می‌کند که همسرمان از قانون صداقت و قانون حمایت پیروی می‌کند شخصی که حتی سابقه ای بد در عدم صداقت و بی توجهی دارد، اگر به پیروی از صداقت و حمایت ادامه دهد.

علیرغم پیشینه اش قابل اعتماد خواهد بود، پس از اینکه او می‌آموزد چطور با همسرش صادق باشد و چگونه از روش توافق مشترک استفاده کند، در طی زمان همسرش به او اعتماد می‌کند.(هارلی، ویلیارد.اف،1998)

تجدید رابطه زناشویی

1. تکمیل توافق نامه ی بازسازی روابط زناشویی

برای یادآوری و ایجاد تعهد به بهبود، باید توافق نامه­ی بازسازی روابط زناشویی را تکمیل کنید. دو نسخه از آن را تهیه کنید و هر یک از شما نسخه­ای را تکمیل کند. همان طور که در توافق نامه تاکید شده است. برای ممانعت از ایجاد فراموشی چندین بار در طول سال توافق نامه را مرور کنید.

- برای تکمیل بخش نیازهای عاطفی، زوجین باید مهمترین نیازهای عاطفی شان را مشخص کنند و پنج نیازی را که در اولویت قرار دارد، طبقه بندی کنند.(هارلی، ویلیارد.اف،1998)

اخطارهای نهایی

- از بانک عشقتان در مقابل سپرده گذاری دیگران محافظت کنید. اگر خواهان زندگی مشترک عالی هستید، باید عاشق یکدیگر باشید و اگر می‌خواهید عاشق یکدیگر باشید، باید همواره تعادل بانک عشق تان را حفظ کنید، اما عاشق یکدیگر بودن شما را از عاشق دیگری بودن باز نمی‌دارد. احساس عشق به سادگی رخ می‌دهد، یعنی کافی است شخصی به اندازه کافی واحدهای عشق را در بانک عشقتان سپرده گذاری کند، تا به او احساس عشق کنید، اما احساس عشق به فردی دیگر غیر از همسرتان بسیار خطرناک است. همه چیز شما را تشویق می‌کند زمان بیشتری را فردی که در شما احساس خوبی ایجاد می‌کند، بگذرانید، حتی اگر تهدیدی برای زندگی مشترکتان باشد. وقتی احساس می‌کنید جذب کسی از جنس مخالف شده اید، با مشاورتان صحبت کنید و از بودن با آن شخص بپرهیزید. اگرچه انجام این کار بسیار سخت است اما شدنی است.(هارلی، ویلیارد.اف،1998)

چند پیشنهاد برای محافظت از بانک عشق

1. بیشتر زمان تفریحتان را با همسرتان سپری کنید به طوری که شما و همسرتان در کنار هم از تفریحات لذت ببرید و از فعالیت‌های تفریحی با جنس مخالف که ممکن است موجب تغییر تعادل بانک عشق­تان شود، اجتناب کنید.

2. اگر کسی از جنس مخالف را جذاب یافتید، سپری کردن اوقات خود با او اجتناب کنید. از هر نوع فعالیتی که شما را در کنار هم قرار می‌دهد و احساس عشق رمانتیک را در شما تحریک کند، اجتناب کنید.

3. اگر کسی از جنس مخالف به شما گفت که خیلی جذاب هستید به آن شخص بگویید که چقدر عاشق همسرتان هستید و هرگز به او ابراز علاقه نکنید در کل از ابراز علاقه به هر شخصی به جز همسرتان پرهیز کنید، حتی اگر به آن شخص احساس علاقه می‌کنید. اگر احساس می‌کنید جذب آن شخص شده اید یا او جذب شما شده، علاقه­تان را هرگز آشکار نکنید و از ملاقات و صحبت کردن دوباره با آن شخص اجتناب کنید.

اگر احساس می‌کنید به فرد دیگری غیر از همسرتان علاقه پیدا کرده اید، قدم زنان از او دور نشوید، به سرعت بدوید.

و ...

به طور مداوم چهار قانون را در زندگی زناشویی­تان به کار ببرید. (هارلی، ویلیارد.اف،1998)

پیشنهادهای درمانی (دکتر اسپرینگ)

1. گفتگوی صمیمانه

در این مرحله باید به طور کاملاً بی پرده، صادقانه و خصوصی دربارۀ رابطۀ نامشروع با هم حرف بزنید این صحبت کردن می‌تواند برای عده ای به معنی فراتر رفتن از دلتنگی و افسردگی و برداشتن مهار از خشم فروخورده باشد. و برای بقیه می‌تواند به منزله فراتر رفتن از خشم درون برای بیرون ریختن اندوه، ترس و شرمساری باشد. و دو طرف باید به سهم خود در بروز اشتباهاتی که به این عمل خطا منجر شده، اعتراف کنند.

دو طریقه نادرست حرف زدن، عبارتنداز:

1. سکوت کردن

2. دادوبیداد راه انداختن

این دو از راه‌های شایع و معیوب برای بیان افکار و احساسات هستند. یکی مهر سکوت به لب زدن و همه چیز را در خود ریختن است ودیگری از کف دادن اختیار و انتقال آشوب درون فرد به بیرون و داد و قال راه انداختن می‌باشد.

معمولاً همسر عهد شکن برای اجتناب از کشمکش و اختلاف سکوت می‌کند و همسر زخم خورده داد و بیداد راه می‌اندازد.

2. خداحافظی با معشوق

با معشوقتان به طور کامل خداحافظی کنید و جای هیچ شکی باقی نگذارید. آب پاکی را روی دستش بریزید و به همسرتان قول بدهید که دیگر هرگز با معشوقتان تماس نخواهید گرفت و یا اگر چنین کاری ممکن نیست، باید قول بدهید تا می‌توانید تماس‌های خود را کمتر و غیره شخصی تر کنید.

3. صحبت دربارۀ رابطه نامشروع

قبل از بحث کردن دربارۀ این موضوع همسران زخم خورده باید تصمیم بگیرند می‌خواهند چه چیزی بدانند و همسران عهد شکن باید خوب سبک و سنگین کنند و بیشتر چطور این واقعیت را بر ملا کنند.

وقتی نوبت به پاسخگویی می‌رسد این حق فرد زخم خورده است که تصمیم می‌گیرد چه خیانتی باید رو شود و فرد عهد شکن باید همه جزئیات موردنظر همسر را مو به مو پاسخ دهد.

4. گوش دادن صمیمانه

گوش دادن صمیمانه به این معناست که احساسات و باورهایتان را برای خود نگه دارید. به دنیای همسرتان قدم بگذارید و از دریچه چشم او خود و رابطه نامشروع را مشاهده کنید.

5. شروع دوبارۀ رابطه جنسی

هرچند هر دو فرد زخم خورده و عهد شکن باورهای اشتباهی در این مورد دارند، این باورهای اشتباه باید با استفاده از فنونی مانند به چالش­گیری تصورات و فرم افکار مختل اصلاح شوند.

6. عفو کردن را بیاموزیم

پیش فرض‌هایی که ممکن است فرد را از عفو کردن باز دارد.

1. عفو باید به طور تمام و کمال و یکباره رخ دهد. در صورتی که فرآیند گذشت با سیری بسیار آهسته و مداوم در طول رابطه زناشویی شکل می‌گیرد.

2. وقتی گذشت می‌کنید، احساست مثبت جای احساسات منفی شما را نسبت به همسرتان می‌گیرد.

3. وقتی گذشت می‌کنید، می‌پذیرید که احساسات منفی شما نسبت به همسرتان اشتباه یا ناعادلانه بوده است در صورتی که بخشش به معنای انکار زشت کاری همسر عهدشکن نیست، بلکه صرفاً به این معنی است که شما همسرتان را از مکافات عملش معاف می‌کنید. فرد می‌تواند گذشت کند و در عین حال هنوز قبول داشته باشد که همسرش از حدود تجاوز کرده است.

4. وقتی گذشت می‌کنید در عوض چیزی نمی‌خواهید:

 بعضی از گذشت کردن خودداری می‌کنند چون آن را نوعی بخشش بلاعوض می‌بینند.

7. امید و از سرگیری زندگی مشترک

نسبت به آیندۀ زندگی مشترک دید مثبتی داشته باشید و امیدوارانه زندگی دوباره را آغاز کنید.(سپرینگ، جنیس آبراهامز، ذکر نشده)

 

پیشگیری از بروز رابطه‌ی نامشروع

برای پیشگیری از بروز بحران رابطه‌ی نامشروع در زندگی مشترک، می‌توان اقدامات اجرایی ذیل را انجام داد.

الف) آموزش قبل از ازدواج برای جوانان و زوج‌ها درباره‌ی چگونگی برقراری روابط عاطفی، دوستانه و صمیمانه با همسر

ب) در برخی از خرده فرهنگ‌ها، بخصوص در جوامع سنتی که زنان و مردان نسبت به نیازها، توانایی‌ها، ویژگی‌های جنسی و علایق یکدیگر آگاهی خیلی کمی‌دارند و عدم آگاهی، موجب بروز بسیاری از مشکلات زناشویی شده است.

برای حل این بحران پیشنهاد می‌شود که با آموزش مهارت‌های ارتباطی و شناخت تفاوت‌های جنسی و روانی افراد و همچنین شناخت نیازهای روانی جسمانی دو جنس (زن و مرد) برای جوانان و زوج‌ها، کمک شود تا تعارضات زناشویی کاهش یابد.

ج) آموزش جوانان و زوج‌ها درباره‌ی چگونگی برقراری روابط جنسی موفق و عوامل که در موفقیت این رابطه‌ی حساس و مهم نقش دارند.

د) بالا بردن سطح تعهد و سلامت روانی در بین جوان‌ها و زوج‌ها

منبع: پیوند زخم خورده- ترجمه مرجان فرجی



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 4:58 PM  توسط ویدا  | 

ارتباط موثر میان همسران

ارتباط موثر ميان همسران


«
هرگاه كسي را دوست داشتي به او بگو ، زيرا اين اظهار دوستي ، عشق ، و علاقه شما را نسبت به هم افزون تر و مستحكم مي كند»

                                                                                                                   ...درادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت 11:36 AM  توسط ویدا  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر